ستاره ای بدرخشید و ...
در زمان ولادت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) این ندا از آسمان شنیده شد: «جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا(اسراء/81)» (بحارالانوار، ج 15ص274)
در زمان ولادت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) این ندا از آسمان شنیده شد: «جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا(اسراء/81)» (بحارالانوار، ج 15ص274)
من و تو باید با هم باشیم. باید ما باشیم «چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد.
من اگر ما نشوم تنهایم؛تو اگر ما نشوی خویشتنی».
آری، برادر برخیز «از کجا که من و تو شور یک پارچگی را در شرق باز برپا نکنیم».
«از کجا که من و تو مشت رسوایان را وانکنیم».
«من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند».
با تشکر از سایت یوم الفرج
سيد بحرالعلوم (ره) به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد.در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بـر امـام حسين عليه السلام گناهان را مى آمرزد، فكر مى كرد.همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـيد و سلام كرد. بعد پرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفتهاى؟ و در چه انديشهاى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد من هم اهل باشم؟ سـيـد بـحرالعلوم فرمود: در اين باره فكر مىكنم كه چطور مىشود خداى تعالى اين همه ثواب به زائريـن و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهداء عليه السلام مىدهد، مثلا در هر قدمى كه در راه زيارت بـرمـىدارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مىشود و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيرهاش آمرزيده مىشود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براى شما مثالى مى آورم تا مشكل حل شود.
سـلـطـانـى بـه همراه درباريان خود به شكار مى رفت.در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سـخـتى فوق العادهاى افتاد و بسيار گرسنه شد.خيمهاى را ديد و وارد آن خيمه شد.در آن سياه چـادر، پيرزنى را با پسرش ديد.آنان در گوشه خيمه عنيزهاى داشتند (بز شيرده) و از راه مصرف شير اين بز، زندگى
خود را مى گرداندند.وقـتى سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولى به خاطر پذيرايى از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند، زيرا چيز ديگرى براى پذيرايى نداشتند.سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و به هر طورى كه بود خود را به درباريان رسانيد و جريان را براى اطرافيان نقل كرد.در نـهـايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش ميهمان نوازى پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملى بايد انجام بدهم؟ يكى از حضار گفت: به او صدگوسفند بدهيد.ديگرى كه از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد.يكى ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.سـلطان گفت: هر چه بدهم كم است، زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كرده ام.چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند.من هم بايد هرچه را كه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود.بعد سوار عرب به سيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام هر چه از مال و منال و اهـل و عـيـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرين و گريه كنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود، چون خدا كه خـدائيش را نمىتواند به سيدالشهداء عليه السلام بدهد، پس هر كارى كه مىتواند، انجام مىدهد، يعنى با صـرف نظر از مقامات عالى خودش، به زوار و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتى عنايت مى كند.در عين حال اينها را جزاى كامل براى فداكارى آن حضرت نمى داند.چون شخص عرب اين مطالب را فرمود، از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد .
منبع:
كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو
بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد
دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مىباشد.
با تشکر از سایت تیبان مهدویت

یک جوان دانمارکی در صحن امام حسین(ع) به اسلام گروید و اعلام کرد همه ادیان آسمانی را مطالعه کرده و اسلام بهترین دینهای آسمانی است که انسان را به ساحل آرامش و امنیت میرساند.
با تشکر از وبلاگ دلنوشته های منتظران ظهور
سعی کنید هر روز بدون استثناء یک قسمت از قرآن را بخوانید، حداقل پنجاه آیه، اگر بخوانید، ده برکت در دنیا و آخرت نصیبتان می شود. از امروز شروع کنید هر روز یک سوره یس بخوانید چون ایام، ایام امام زمان است، آن سوره یس را که هر روز می خوانید، هدیه کنید به خود امام زمان. ان شاء الله با این برنامه هم سعادت دنیاتان تأمین می شود و هم سعادت آخرت تان..
با تشکر از سایت آیة الله العظمی وحید خراسانی
ای مردم! این ماه، ماهی است که خداوند، آن را بر ماههای دیگر برتری داده است، مانند برتری ما اهلبیت بر دیگر مردم. و آن، ماهی است که درهای آسمان و درهای رحمت، در آن گشوده میشوند و درهای آتش در آن بسته میگردند. و ماهی است که در آن ندا شنیده میشود و دعا مستجاب میگردد و گریه مورد ترحّم قرار میگیرد.
ماهی است که در آن، شبی وجود دارد که فرشتگان از آسمان فرود آمده، بر مردان و زنان روزهدار، به اذن پروردگارشان تا طلوع سپیده سلام میدهند و آن شب، «شب قدر» است. دو هزار سال پیش از آن که آدم علیهالسلام آفریده شود، ولایت من در آن شب، مقدّر شد. روزه گرفتن آن، برتر از روزهداری هزار ماه است و عمل در آن، برتر از عمل در هزار ماه است.
ای مردم! خورشید ماه رمضان بر مردان و زنان روزهدار، با رحمت میتابد و ماه آن با رحمت بر آنان نورافشانی میکند و هیچ روز و شبی از این ماه نیست، مگر آن که پروردگار متعال، بر سر این امّت، نیکی میافشاند. پس هر کس از ریزش نعمت الهی ذرّهای بهرهمند گردد، در روز دیدارش با خدا، نزد خداوند، گرامی خواهد بود و هیچ بندهای نزد خدا گرامی نگردد، مگر آن که خداوند، بهشت را جایگاه او قرار میدهد.
ای مردم! این ماه، ماهی است که خداوند، آن را بر ماههای دیگر برتری داده است، مانند برتری ما اهلبیت بر دیگر مردم. و آن، ماهی است که درهای آسمان و درهای رحمت، در آن گشوده میشوند و درهای آتش در آن بسته میگردند. و ماهی است که در آن ندا شنیده میشود و دعا مستجاب میگردد و گریه مورد ترحّم قرار میگیرد.
بندگان خدا! این ماه شما، همچون دیگر ماهها نیست. روزهایش برترین روزهاست و شبهایش برترین شبها و ساعاتش برترین ساعات است. آن، ماهی است که شیطانها در آن در بند و زندانیاند؛ ماهی که خداوند در آن، روزیها و اجلها را میافزاید و میهمانان خانهاش را مینویسد؛ ماهی که اهل ایمان با آمرزش و رضای الهی، با شادی و نعمتهای الهی، و با خشنودی فرمانروای دادگر و توانا، پذیرفته میشوند.
ای روزهدار! در کار خویش نیک بنگر، که در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستی . بنگر که در شب و روزت چگونهای و چگونه اعضای خود را از نافرمانی خدا حفظ میکنی. بنگر تا مبادا شب در خواب باشی و روز در غفلت؛ پس این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد؛ پس آنگاه که روزهداران پاداشهای خود را میگیرند، تو از زیانکاران باشی و آنگاه که به کرامت فرمانروای خویش نایل میشوند، از محرومان گردی و آنگاه که به همسایگی با پروردگارشان سعادتمند میشوند، تو از طردشدگان باشی!
ای روزهدار! اگر از درگاه صاحبت رانده شوی، به کدام درگاه روی خواهی آورد؟ و اگر پروردگارت محروم سازد، کیست که روزیات دهد؟ و اگر تو را خوار شمرد، کیست که اکرامت کند؟ و اگر ذلیلت ساخت، کیست که عزّتت بخشد؟ و اگر تو را واگذاشت، کیست که یاریات کند؟ و اگر تو را در جمع بندگانش نپذیرفت، بندگیات را به آستان چه کس خواهی برد؟ و اگر از خطایت در نگذشت، برای آمرزش گناهانت به که امید خواهی بست؟ و اگر حقّ خویش را از تو طلبید، حجّت تو چه خواهد بود؟
ای روزهدار! در شب و روزت با تلاوت کتاب خدا، به او تقرّب بجوی، که همانا کتاب خدا، شفیعی است که روز قیامت، شفاعتش برای قرآنخوانان پذیرفته است و با خواندن آیات آن، از درجههای بهشت بالا میروند.
مژده ای روزهدار! تو در ماهی هستی که روزهداریت در آن، واجب، نَفَس کشیدنت در آن، تسبیح، خُفتنت در آن، عبادت، طاعتت در آن، پذیرفته، گناهانت در آن، آمرزیده، صداهایت در آن، شنیده شده، و مناجات در آن، مورد ترحّم است. از حبیبم پیامبر خدا شنیدم که میفرمود:
خداوند متعال را در هنگام افطار هر شب ماه رمضان، آزادشدگانی از آتش است که شمار آنان را کسی جز خداوند نمیداند. شمار آنان، نزد او در علم غیب است. پس چون آخرین شب این ماه شود، خداوند به شمار همه کسانی که در تمام این ماه آزاد کرده، آزاد خواهد نمود.
مردی از قبیله هَمْدان برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه حبیب تو درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو.
فرمود: باشد! شنیدم که برادر و پسر عمویم، پیامبر خدا، میفرمود: «هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و خود را در این ماه از حرامها نگه دارد، وارد بهشت میشود.»
آن مرد همدانی گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه برادر و پسر عمویت درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر بگو.
فرمود: باشد! شنیدم که دوستم پیامبر خدا میفرمود: «هر کس از روی ایمان و به خاطر اجر الهی، [ماه] رمضان را روزه بدارد، وارد بهشت میشود.»
مرد همدانی گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه دوستت درباره این ماه فرمود، بیشتر بگو.
فرمود: باشد! شنیدم که سَرور اوّلین و آخرین، پیامبر خدا میفرمود: «هر کس [ماه] رمضان را روزه بدارد و در شبهای آن حرام نخورد، وارد بهشت میشود.»
مرد همدانی گفت: ای امیر مؤمنان! از آنچه سرور اوّلین و آخرین با تو درباره این ماه گفت، بیشتر بگو.
فرمود: باشد! شنیدم که برترینِ پیامبران و فرستادگان و فرشتگان مقرّب میفرمود: «همانا سَرور اوصیا، در سَرور ماهها کشته میشود.»
گفتم: ای پیامبر خدا! سرور ماهها، کدام است و سرور اوصیا کیست؟
فرمود: «امّا سرور ماهها، ماه رمضان است و امّا سرور اوصیا، تویی، ای علی!»
گفتم: ای پیامیر خدا! آیا چنین خواهد شد؟
فرمود: آری، به پروردگارم سوگند! همانا نگونبختترینِ امّت من، برادرِ پیکننده ناقه ثمود، برمیخیزد و ضربتی بر فرق سرت میزند که محاسنت از خون آن، رنگین میشود.
پس مردم شروع به گریه و شیون کردند. و حضرت علی علیهالسلام خطبهاش را به پایان برد و فرود آمد.
با تشکر از وبلاگ منتظران ظهور

با تشکر از وبلاگ دلنوشته های منتظران ظهور
ابوسعید خدرى از پیامبر اكرم (ص) روایت كرده كه فرمود:
چون روزى فرارسد كه زمین پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بیت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند ...

حاضران در نماز : مصطفی چمران، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، حجت الاسلام دکتر مفتح

دل را غم تو دوباره خونین کرده است
بر دشمن تو فاطمه نفرین کرده است
ای رهبر و مقتدای ما، هادیِ دین
بیزارم از آنکه بر تو توهین کرده است
باتشکرازپایگاه اطلاع رسانی خیمه دلسوختگان

مردی با خانواده اش به سفری دریایی می رفت. در راه کشتی شکست و همه غرق شدند، جز همسر آن مرد. او بر تخته پاره ای نشست و خود را به جزیره ای رسانید. راهزن جوانی در آن جزیره می زیست که از هیچ گناهی باک نداشت. وقتی چشمش به آن زن افتاد، با تعجب پرسید: انسان هستی یا جن؟
زن پاسخ داد: انسان هستم.
راهزن، به قصد تعرض به سوی زن آمد،اما دید زن پریشان است و می لرزد.
جوان پرسید: چرا پریشان و نگرانی؟
زن گفت: از او می ترسم و با دست به سوی آسمان اشاره کرد.
جوان که آن سخن شنید، گفت: تو که از گناه پاک هستی، چنین می ترسی. در حالی که آدم آلوده ای چون من باید چنین بترسد.
این جمله را گفت، از جا برخاست، تصمیم به توبه گرفت و به سوی خانه اش به راه افتاد. در راه به مردی زاهد رسید و با او همراه شد. هوا گرم بود و آفتاب سوزان بر سرشان می تابید. زاهد به جوان رو کرد و گفت: حرارت خورشید ما را می سوزاند، خدا را بخوان تا پاره ابری برای سایبانی ما بفرستد.
جوان گفت: من کار خوبی برای خدا نکرده ام که چنین درخواستی کنم!
زاهد گفت: پس من دعا می کنم و تو آمین بگو.
جوان پذیرفت و بدین سان، زاهد دعا کرد و او آمین گفت.
طولی نکشید که تکه ابری در آسمان پدیدار شد و بر سرشان سایه انداخت و آنان در زیر آن ابر راه می پیمودند. وقتی به دو راهی رسیدند، راهزن از یک سو و زاهد از سوی دیگر رفت. اما زاهد دید که پاره ابر، بر سر جوان در حرکت است. به او گفت: ای جوان! معلوم شد که تو بهتر از من هستی و این دعا، به خاطر تو مستجاب شده است. اینک بگو داستانت چیست؟
جوان ماجرای خویش با آن زن و پشیمانی و توبه از گناهش را بیان کرد.
زاهد به او گفت: به خاطر پرهیزکاری و پاکدامنی، خداوند گذشته ترا بخشیده است. اکنون هوشیار باش که در آینده دچار گناه نشوی .
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور
اصول کافی
علت اهميت زيارت عاشورا و فوايد آن چيست؟
درباره زيارت حضرت سيدالشهدا روايات فراوانى وجود دارد،و در خصوص زيارت عاشوراى معروف، احاديث متعددى از امام باقر عليهالسلامو امام صادق عليهالسلام نقل شده است


( چه نداری آقا...!!!)
در چشم خودت هزار دنیا داری
هر لحظه به لب دم خدایا ... داری
تو بهجت عرفانی و صاحب ، نفسی
در هرنفس خودت مسیحا داری
در بین دو چشمت عالَمی جا دارد
در هر دل پاکیزه تو هم جا داری
یاد آور جلوه ای زِ وجه اللهیست
آن نور عبادت که به سیما،داری
ما ملتمس دعای خیرت هستیم
دستی به دعا برای ماها داری؟؟
بر عالَم خاکی متعلّق گشتیم
راهی تو برای پاکی ما داری؟؟
گر اراده ای کنی تو با إذن خدا
زیر قدمت چشمه ی زیبا داری
هر روز کنار حضرت معصومه
در وقت نماز صبح،مأوا داری
...گفتی : که سفارشت نمود استادت
تا روضه ی کربلا تو برپا داری...
گفتی که فضیلت بکا بهر حسین
برتر بُود از هر آنچه احیا داری
حال از قفس وجود خود پر زدی و ...
کردی تو نصیب عالم عزاداری
قلم مدح،زِ سنگینی سایه ت بشکست
بس که روی سر ما سایه ی طوبی داری
لکنت مدح مرا درمان کرد این مصرع
(( آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری))
ای فاتح قلّه های عرفان ، بهجت
ای شرح تمام عیار ایمان ، بهجت
باتشکرازپایگاه اطلاع رسانی خیمه دلسوختگان
محمود کریمی :تهران-چیذر-گلزارشهدای امام زاده علی اکبر-هیات رایه العباس(شب ولادت حضرت زهرا)
زمان :جمعه91/2/22 - ساعت 21
محمد رضا طاهری :تهران-میدان خراسان-حسینیه پیروان
زمان :جمعه91/2/22 -ساعت۲۱
سعید جدادیان :تهران- حسینیه شهدای بسیج واقع در بزرگراه بسیج - خیابان شهید رحیمی
زمان :جمعه91/2/22 -ساعت 21
مجید بنی فاطمه :حسینیه فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) واقع در میدان سپاه - خیابان پادگان ولیعصر (عج)
زمان :جمعه91/1/22-ساعت17
باتشکرازپایگاه اطلاع رسانی خیمه دلسوختگان
به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در 7 اردیبهشت 1391 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
دفن شد زهرا شبانه ، مرتضی آمد به خانه، زینب است در این بهانه، کی پدر کو مادر ما
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً، اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ، صابِرٌ عَلى ما اَتى بِهِ اَبُوكِ وَوَصِیُّهُ، صَلَواتُاللَّهِ عَلَیْهِما . . .
یا صاحب الزمان:
داده همیشه لطف تو امیدواریم *** اما گناه شد سبب شرمساریم
وقتی که نیست کردۀ من در رضای تو *** بیهوده است بر درِ تو اشک و زاریم
عادت نموده ام که بدون تو سر کنم *** شرمنده شمایم به فراموشکاریم
از روزگارِ بی تو که خیری ندیده ام *** پاییز شد بدون تو، صبح بهاریم
دور است از مرام کریمانه شما *** هر چند من بَدَم به کناری گذاریم
ای انتظار حضرت زهرا شتاب کن *** پایان بده به این همه چشم انتظاریم
جز اشک روضه که همان هم عطای توست *** کو توشه ای شود سبب رستگاریم
ای روضه خوان غربت خیرالنسا بیا *** پرچم به دوش محنت کرب و بلا بیا
ادامه شرح زیارت امین الله:
در خصوص این فراز از زیارت امین الله "وَ اَلْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ،" یک موضوع رو می خواستم با توجه به زیارت عاشورا اضافه کنم که این بحث جمع بشه و این موضوع است که این "اعدائک" و دشمنان دسته بندی می شوند، مثلا در عاشورا هر کدام یک طریقی به نیات، به فعل، به قدم و مال دشمنی کردند. بعضی هم با بی خیال شدن که متاسفانه این بیماری خود ما هم هست.
در ابتدا بی خیال و تلویحا "بالتمکین من قتالکم" شدند. اگر شما دقت نکنید و بگویید دشمنی امیرالمومنین و اهل بیت برای اون زمان بوده و الان نیست ولی اینجا اومده"علی جمیع خلقه" تا وقتیکه خدا خلقت دارد این دشمنی هست.
پس این حجت بر ما هم هست و اگر ما بتوانیم از این امتحان خارج بشویم جزو دشمن نیستیم. بی خیال بودن مشکل ساز میشه و باید از این مسیر عاشورا خواندن نتیجه بگیریم. از اول تا آخر ما می گوییم "لعن الله" و حدودا 20 نوع دشمن رو طبقه بندی می کنه. تازه "انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم، و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم" فرق میکنه. اگر این فرق رو نکند تکرار زیاد فایده نداره. از دوستان هم کمتر صحبت شده چون زیارت عاشورا بیشتر دشمن شناسی است و هیچ دشمنی هم نیست مگر اینکه حجت بر او تمام شده باشد.
سیر این بی خیالی اینگونه است که بعد از بی تفاوتی تکذیب می کنه و بعد هم به سمت عذاب میره و اولین عذاب در دنیاست و راحت ابی عبدالله رو می کشه، و وقتی حضرت باهاش صحبت می کنه می گه من به جوی شهر ری هم راضی هستم و بعد میاد یک تیر به سمت خیمه ها پرتاب می کنه و همه رو شاهد می گیره که او بوده که اولین تیر رو پرتاب کرده تا به اون منصب برسه، ولی شاهد بودن خدا و ملائکه رو در نظر نمی گیره.
یک وقتی ما در گناهانمون شاهد می گیریم و بدتر اینکه اون گناه رو تعریف هم میکنیم، تعریف کردن حلال هم مشکل داره چه برسد به گناه. متاسفانه در گزارشاتی که دوستان ما در نیروی انتظامی میدهند مسائلی در بین خانمها و مکانهای مربوط به خانمها اتفاق می افته که قابل گفتن نیست. و متاسفانه مخصوص خانمهای بی حجاب نیست و محجبه ها هم درگیر این قضایا هستند. حواستون باشه.
این همه فاطمیه از ما گذشت مانند سنگی که کف رودخانه است تاثیری در ما نکرد، خودت نگاه کن چند تا فاطمیه گذشته و این سنگ نه تنها حرکتی نکرده بلکه جرم هم گرفته.
یا حضرت زهرا دعا کن که باطنمون پاک بشه، ظاهرمون با اشک پاک میشه. فردا هم بیایید انشاءالله دعاتون می کنیم هرکس هم نیامد به جای او گریه میکنیم تا انشاءالله شهری پاک و شهر دلمون هم پاک بشه. اون وقت سلام بر ابی عبدالله یک مزه دیگری دارد. بزرگان ما اینطور بودند و وقتی از دنیا رفتند براشون حدیث سرو درست می کنند، کدام سرو؟ الان زیر خاک خوابیده. وقتی زنده بودند چقدر شایعات در مورد این سروها گفتند که مثلا آیت الله بهجت فلان حرف رو زده و همه هم دروغ، حقیقتا این سروها از دست ما راحت شدند و ما ماندیم. خدا به حق حضرت زهرا بهتون خیر بده.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها:
روضه حضرت زهرا از زبان ام المصائب حضرت زینب سلام الله علیها:
دل تنگم هوای مادر کرد *** یاد آن خاطرات غم بارَش
یاد دارم که مادرم را درد *** چقدر داده بود آزارش
هرگز از یاد من نخواهد رفت *** آنچه را که به چشم خود دیدم
مادرم بین شعله گیر افتاد *** چقدر من ز غصه ترسیدم
در هجوم زبانه آتش *** یاس را زیر پا لگد کردند
خواستم پیش مادرم بروم *** راه من را به شعله سد کردند
چه بگویم که بعد پیغمبر *** قرعه غم به نام ما افتاد
روزگارم به رنج و غم سر شد *** تا که راهم به کربلا افتاد
عصر روز دهم در آن صحرا *** چون حسینم به قتله گاه افتاد
شعله ای باز قد عَلَم کرد و *** به حرمهای بی پناه افتاد
در شرر یاد مادرم کردم *** تازیانه چه آتشی دارد
شعله ای که حیا نمی فهمد *** چه زبانهای سرکشی دارد

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در 4 اردیبهشت 1391 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَكِ، وَكُنْتِ لِما امْتَحَنَكِ بِه صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ اَولِیآءُ مُصَدِّقُونَ، وَلِكُلِّ ما اَتى بِهِ اَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَاَتى بِهِ وَصِیُّهُ عَلَیْهِ السَّلامُ مُسَلِّمُونَ، وَ نَحْنُ نَسْئَلُكَ اَللّهُمَّ اِذْ كُنَّا مُصَدِّقینَ لَهُمْ، اَنْ تُلْحِقَنا بِتَصْدیقِنا بِالدَّرَجَةِ الْعالِیَةِ، لِنُبَشِّرَ اَنْفُسَنا بِاَنَّا قَدْ طَهُرْنا بِوَلایَتِهِمْ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
السلام علیک یا بقیة الله (اروحنا لک الفداء)
بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر *** دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر
ز راه آمدم و کوله بارم امّید است *** چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر
چو طفل گمشده ای بین شهر حیرانم *** بیا و دست مرا از میان راه بگیر
گناههای بزرگ مرا به حرمت اشک *** به کوچکی یک انگار اشتباه بگیر
برای خاطر من نه، به خاطر زهرا *** سراغی از من غمدیده گاه گاه بگیر
چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم *** بیا و از دل تنگم مجال آه بگیر
به غنچه ای که از شاخه شکست برگرد *** تقاص خون همان طفل بی گناه بگیر
ادامه شرح زیارت امین الله:
اگر دقت کرده باشید در ترجمه اول امین الله عرض کردیم "وحجته علی عباده" پس حضرت و حضرات مقدس اهل بیت، هم حجت بر بندگان و مومنین خدا هستند و هم حجت بر دیگران، هیچکس (چه کافر و چه مومن) نمی تونه فردای قیامت ادعا کنه که حجتی نبود.
این قسمت امین الله رو اگر بخواهیم از دل کمیل بیرون بکشیم آنجائیست که می فرماید:" فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَمیعِ ذلِكَ، وَلا حُجَّةَ لى فیما جَرى عَلَىَّ فیهِ قَضآؤُكَ" که بعضی می گویند آن حمد حجت است.
فَقَبَضَكَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ، بعضی ها معنا می کنند که این قبض روح به دست امیرالمومنین است و بعضی می گویند به خود خدا بر می گردد.

تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره میگیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بودهاند.

چه تعبیری خدا در نقطه دارد
که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا(س)
همین اندازه کوثر نقطه دارد!
(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور

بسم رب النور
حاج آقامنصور:اگر می خواهید کمک حضرت زهرا بدید آرزو نکنید کاش تو کوچه بودید چون دیگران که بودند پاشون لغزید، لذا وقتی امیرالمومنین در کوچه بود با دستهای بسته و طناب بر گردن به سلمان فرمود: دوباره به من ایمان بیار، نکنه سلمان هم عوض بشه. خلاصه با کمک به گریه کن حضرت زهرا به حضرت کمک بده.
دوستان قبل از رشروع بحث مستحضر باشند که انشاءالله و به مدد حضرت زهرا سلام الله علیها مراسم فاطمیه دوم در صنف لباس فروش از روز شنبه دوم اردیبهشت ماه الی جمعه به مدت یک هفته برگزار می گردد. به قول حاج آقا خدا به شما خیر بده اگر روضه مادر ابی عبدالله رو گرم کنید.
در ادامه شرح زیارت امین الله که حضرت استاد در آخرین جلسه فاطمیه اول تفسیر آن را شروع نمودند، فرمودند:
عرض کردیم که سلام بر امیرالمومنین علیه السلام در خیلی از زیارات آمده ولی زیارت امین الله فرق داره و می تونی برای زیارت قبور ائمه یا بزرگواران دیگر که مشرف می شوید هم بخونید.
عرض کردیم که ائمه صلوات الله علیهم اجمعین امین الله هستند، یعنی تو می تونی هر چی که داری پیش این بزرگواران امانت بگذاری. همین گریه ای که امروز کردی رو پیششون امانت بگذار، و همینطور تمام زندگیمون و بچه و حتی دینمون رو می تونیم امانت بگذاریم.
اینکه پول برای جهیزیه میدی یا حتی صدقه رو هم امانت بگذار که خیلی قشنگه. شما ببینید چقدر گره در کار است. خیلی از جوونها حاضر شدند حتی عروسی هم نگیرند ولی با این اجاره ها و مبالغ سنگینی که بعضی از صاحب خانه ها ناجوانمردانه می گیرند جوونها مشکل پیدا کردند تازه سر سال هم دلهره می گیرند که صاحبخانه جوابشون نکنه. یعنی بدونید ظلم داره در بین مردم رونق می گیره و این خطرناکه.
لذا مردم رو دعوت کنید به مجالس حضرت زهرا سلام الله علیها شاید دلشون تکانی بخوره و از بعضی کارها دست بردارند.
در اینجا می گی سلام بر آقایی که امین خدا بر روی زمین است و جالب اینجاست که می گی " وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ" اگر بنده خدا نیستی برو زودتر کارهات رو ردیف کن. اگر دروغ و غیبت و سایر بیماریها و رذایل اخلاقی داری خودت رو درست کن و از همه بهتر هم سفر کربلاست، نمی گم برو نجف و سامرا و مشهد، همین که یک شب جمعه بری کربلا عوض میشی. چون می فرماید مردم نمی دانند که وقتی کربلا می روند گناهانی که در گذشته انجام داده اند پاک میشه و مَلَکی بخشیده شدنشون رو بشارت می ده. نمیشه انسان بندگی خدا رو نکنه بعد از دوستی ابی عبدالله صحبت کنه. به خدا بچه ها لات های قدیم تا اونجایی که ما می شناختیم وقتی شروع به نوکری ابی عبدالله کردند . به جاهای عالیتر رسیدند که همان بحث تبدیل محبت به مودت است که قبلا گفتیم، کلا عوض شدند و همه چیز رو کنار گذاشتند.غیر ممکنه در دستگاه ابی عبدالله بیای و عوض نشی، غیر از این باشه تو دستگاه نیستی و همه اش بیرونی. دیدم که خیلی ها خرج سنگین میدهند برای امام حسین علیه السلام ولی بیرون هستند و سرشون به بازار و دلار و پول گرمه. بعد میبینند اومدن تو مجلس ولی بیهوده!!!
با تشکر از وب تخصصی حاج عبدالرضا هلالی
گل که پرپر شد شميمش را همه حس ميکنند/یوسف رحیمی
در مدينه مي زنند اين خانه را در بيشتر
رفت و آمدها شده بعد از پيمبر بيشتر
گل که پرپر شد شميمش را همه حس ميکنند
مي رسد از کوچه عطر ياس پرپر بيشتر
اجر پيغمبر ادا با شعله های کینه شد
بین آن دیوار و در شد سهم کوثر بيشتر
چوب ميسوزد ولي آهن ز جنس ديگريست
داغ شد در بين آتش ميخ آن در بيشتر
آه سيلي بي هوا سخت است از نامحرمان
پيش چشم غيرت اللّهي شوهر بيشتر
کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود
پیش چشمان علی می زد به مادر بیشتر
داغ محسن، هجر بابا، زخمهای بیشمار
از نفس انداخت او را فکر حیدر بیشتر
با عمویش حمزه از دوران غربت گفته است
از دو دست بستهي سردار خیبر بیشتر
خواست تا روي کبودش را نبيند مرتضي
يارياش کرده ست بين خانه معجر بيشتر
قلب زينب خون شده از حرف هاي مادرش
از وصيت هاي او در روز آخر بيشتر
کهنه پيراهن براي کشتن زينب بس است
ميکشد او را ولي گودال و خنجر بيشتر
در هجوم سنگ ها لب ميشود پرپر ولي
بر فراز نيزه اي باشد اگر سر بيشتر
آه جانسوز است چوب خیزران و زخم لب
پیش چشم خسته و خونبار خواهر بیشتر
باز سیلی التیام داغ بابایی شده
ارث مادر می رسد بی شک به دختر بیشتر
با تشکر از وبلاگ زینبسرا
مداح: کربلایی جواد مقدم
چهارراه مخبر الدوله-به سمت بهارستان-کوچه مظفری-حسینیه آقا سید هاشم
از شنبه ۹۱/۲/۲ تا ۹۱/۲/۶
شروع مراسم:ساعت ۲۱ ——–هیئت بین الحرمین تهران
با تشکر از سایت هواداران جواد مقدم
هر سخن جایی وهرنکته مکانی دارد.
۲ـ" قُل کُلّ یعمَلُ علی شاکِلَتِهِ " بگو هرکس بر حسب شکل گیری شخصیتش عمل میکند. اسراء،۸۴
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
۳ـ" ما عَلَی المُحسِنینَ مِن سَبِیل " برنیکوکاران باکی نیست. توبه،۹۱
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
۴ـ" وَ أن لَیسَ لِلإنسانَ إلّا ما سَعی " و انسان را نیست جز آن چه کوشش کند. نجم،۳۹
نابرده رنج گنج میسر نمی شود، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.
۵ـ" خَسِرَ الدُّنیا وَ الآخِرَة " در دنیا وآخرت زیان کار شد. حج،۱۱
ازآن جا رانده،از این جا مانده.
با تشکر از وبلاگ انتظار1357
نماز چیزی شبیه نردبان است ونردبان بایدهم خود محکم باشد،یعنی از درون پوک وفرسوده وتهی نباشد وهم
در جایی محکم قرار گیرد،وگرنه کسی رابالا نمی برد.پس نمازی میتواندما را بالا ببردکه اولا محکم بوده یعنی
لفظ خالی نباشد بلکه دارای معنا بوده وبه معنای آن توجه والتفات داشته باشیم وبدانیم چه می خوانیم وچه
میخواهیم.دیگر آن که نماز باید مثل نردبان درجایگاهی محکم قرارداده شود وساعات پیش از نماز شبیه
همان جایگاه است.کسی که پیش ازنماز نسبت به دستورات خداوند سستی وسهل انگاری میکند مثل آن
است که نردبان خود رادر زمینی سست قرارداده باشد.
با تشکر از وبلاگ انتظار 1357
نقل کرده اند محدث قمی به مطالعه علاقه بسیار داشت گاه با دوستانش که از علما بودند به باغی در اطراف مشهد می رفتند،همین که صرف غذا به پایان می رسید،به گوشه ای خلوت می رفت ومشغول مطالعه می شد.برخی از تألیفاتش،یادگار همین اوقات ولحظات وسفرهای کوتاه وی بوده است.
ارزش وضو طهارت
آقای قدس می گوید:روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه حضرت آیة الله بهجت رفتم دیدم پیرمردی نشسته وآقا به اوتوجهی خاص دارد،بعد از دقایقی آقا فرمود:ایشان (آن مرد)هرگز بی وضو نمی خوابدواگر شب ها چندین بار هم بیدار شود باید حتما وضو بسازد.
به یاد فقرا
یکی ازمقلدان شیخ انصاری عبای زمستانی گران بهایی به جناب شیخ هدیه کرد ولی فردا درنماز جماعت شیخ را باهمان عبای ساده قبلی دید.پرسید:پس آن عبا چه شد؟شیخ گفت:آن را فروختم ودوازده عبای زمستانی ساده خریدم وبه افراد نیازمند دادم.تاجر گفت:آقای من عبا را مخصوص شما خریده بودم وپاسخ شیخ این بود:وجدانم نمی پذیرد که چنین عبایی بپوشم وعده ای عبای ساده هم نداشته باشند.
بوسیدن ضریح
درسفر مشهد فردی از علامه طباطبایی می پرسد :آیا شما هم مثل عامه مردم بر ضریح بوسه می زنید؟علامه پاسخ داده بود:نه تنها ضریح،بلکه خاک وتخته در حرم وهر چه را که متعلق به امام رضا (ع)است،می بوسم.فردی گفته بود:شلوغ است نمی شود به حرم رفت. فرموده بودند :ماهم جزو این شلوغی
با تشکر از وبلاگ انتظار1357
*سوره ای که تمام آیاتش باحرف "د" تمام می شود(اخلاص است).
*۳۷سوره از قرآن در جزء۳۰ قرار دارند.
*سوره ای که به "نساء کوتاه" نیز معروف است"طلاق"می باشد.
* سوره ای که تمام آیاتش با حرف (ر)ختم می شوند"کوثر" می باشد.
*سوره "ناس"تمام آیاتش به (س)ختم می شود.
*سوره های ممتحنه حجرات ومائده با "یا ایها الذین آمنوا" آغاز می شود.
*سوره رعد سیزدهمین سوره قرآن است وکلمه رعد در آیه ۱۳ آن آمده است.
*سوره یوسف دوازدهمین سوره قرآن است آغاز آن در جزء دوازدهم است ویعقوب علیه السلام دوازده پسرداشت.
با تشکر از وبلاگ انتظار 1357
۱ـزمانیکه از دشمن میترسید بگوئید: حسبنا الله ونعم الوکیل
۲ـاگرچیزی اندوهگینتان کرده است بگوئید: لا اله الا انت انی کنت من الظالمین
۳ـاگر گرفتار مکر بداندیشان هستید بگوئید: افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
۴ـاگر خواستار دنیا وآرامش آن هستید بگوئید:ماشاء الله لاقوة الا بالله
با تشکر از وبلاگ انتظار 1357

السَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَوَّلِ الْقَوْمِ اِسْلاماً، وَاَقْدَمِهِمْ ایماناً، وَاَقْوَمِهِمْ بِدینِ اللَّهِ، وَاَحْوَطِهِمْ عَلَى الْأِسْلامِ، اَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ للَّهِِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَخیكَ، فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُواسى، فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكَ، وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً ظَلَمَتْكَ، وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْكَ الْمَحارِمَ، وَانْتَهَكَتْ حُرْمَةَ الْأِسْلامِ، فَنِعْمَ الصَّابِرُ الْمُجاهِدُ الْمُحامِى النَّاصِرُ، وَالْأَخُ الدَّافِعُ عَنْ اَخیهِ، الْمُجیبُ اِلى طاعَةِ رَبِّهِ، الرَّاغِبُ فیما زَهِدَ فیهِ غَیْرُهُ، مِنَ الثَّوابِ الْجَزیلِ، وَالثَّنآءِ الْجَمیلِ، وَاَ لْحَقَكَ اللَّهُ بِدَرَجَةِ آبآئِكَ فى جَنَّاتِ النَّعیمِ.
علمای بزرگوار ما انقدر ارزشمند هستند که اگر فقط برای یک نفرشون هر سال بزرگداشت بگیرند باز هیچ کاری نکردند. دو دفعه بزرگداشت شیخ مفید و شیخ صدوق رو گرفتند صدای اراذل در اومد ولی نمی دونم چه مرضی است که اینهمه بزرگداشت حافط و سعدی و فردوسی می گیرند صدای کسی در نمیاد.
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب الزمان
گر چه ندیده ایم رخ دلربای تو *** جان هدیه می کنیم به شوق لقاء تو
کار مرا به گردش چشمت نهاده اند *** گردیده روزگار من از اعتنای تو
روی خوش از زمانه هجران ندیده ایم *** سخت است بی تو کار جهان بر گدای تو
آیا کسی برای تو چلّه گرفته است *** یا هر که داد می کشد اینجا برای تو
گَه یاد یار هستم و گَه گرم کار خویش *** غفلت کجا و عاشق پر مدعای تو
روضه به روضه جستجویت می کنیم چون *** آید میان روضه مادر صدای تو
روزی به انتقام گل یاس می رسی *** دارم یقین به روضه عباس می رسی
آخرین جلسه از فاطمیه اول با توسل به قمر منیر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس علیه السلام و با حضور عاشوریائیان و مداحی حضرت استاد منصور عرشی برگزار شد.
بعد از پایان دعای نور که چندین هفته حاج آقا در مورد آن توضیح فرمودند، به حول و قوه الهی شرح زیارت امین الله از امروز آغاز گردید.
قبل از شروع جلسه حاج آقا فرمودند: جزء سوم قرآن رو بخونید، پول برای جهیزیه هم حتما بدهید، انشاء الله پولهاتون در راه کربلا خرج بشه.
حاج آقا ضمن تاکید بر اهمیت ادعیه و زیاراتی که در مفاتیح الجنان آمده است فرمودند:
بیانات حاج آقامنصورارضی در مراسم زیارت عاشورا- هفدهم فروردین

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز
در 17 فرودرین 1391 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا فاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ . . .
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب الزمان
وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من *** همه عمر گرفتار بلا باشم من
شک ندارم همه خواسته تو این است *** لحظه ای هم که شده عبد خدا باشم من
تا زمانیکه دلم خانه این و آن است *** جا ندارم که پذیرای شما باشم من
چقدر غرق گنه بودم و تو می دیدی *** همه عمرم خجل از روی شما باشم من
تا به کی در پی گیسوی تو آواره شوم *** دردمندانه به دنبال دوا باشم من
گوئیا قسمت من این همه سرگردانی است *** همچو زلف به هم خورده رها باشم من
کاش می شد به دل و جان بکشم ناز تو را *** یار تو مثل امام و شهدا باشم من
کاش می شد به همراه تو یک فاطمیه *** میهمان حرم کرب و بلا باشم من
ای عزیز دل زهرا به کجا خیمه زدی *** زائر خیمه سبزت به کجا باشم من
جان آن مادر غمدیده و بی یار بیا *** به گرفتار میان در و دیوار بیا
صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها:
دوستان و همراهان همیشگی، روضه ای که امروز حاج آقا در روز شهادت بی بی دو عالم خواندند مطمئنا یکی از آن روضه هایی است که برای همیشه جاودانه خواهد شد. شاید گفتنش خالی از لطف نباشد که حاج آقا در مجلسی فرمودند: در آن سالی که برای حج تمتع به مدینه مشرف شده بودم چون جو سیاسی به گونه ای بود که ممکن بود خواندن روضه حضرت زهرا سلام الله علیها در عربستان مسئله ساز شود ولی به خود بی بی عرض کردم می خواهم روضه تو رو بخونم، تاریخی هم می خوام بخونم، آیا اجازه میدی؟ و بی بی فرمود آره. و من اون شعر مدینه شهر پیغمبر رو خوندم که "بساط مدینه شهر پیغمبر ماند و تا قیامت هم می ماند". و امروز هم از آن روزها بود و جای آنهایی که نیامدند سبز که در ودیوار برای حضرت گریه می کردند. برای اینکه شعر رو بهتر درک کنید آهنگ آن مانند "سلام من به مدینه" می باشد. التماس دعا.
بیانات حاج آقامنصورارضی در مراسم زیارت عاشورا- شانزدهم فروردین

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در 16 فرودرین 1391 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
هزار شکر که تا چند سال عیدم را *** برای مادرت از ابتدا سیه پوشم
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَكِ، وَكُنْتِ لِما امْتَحَنَكِ بِه صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ
اَولِیآءُ مُصَدِّقُونَ، وَلِكُلِّ ما اَتى بِهِ اَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَاَتى بِهِ وَصِیُّهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
مُسَلِّمُونَ، وَ نَحْنُ نَسْئَلُكَ اَللّهُمَّ اِذْ كُنَّا مُصَدِّقینَ لَهُمْ، اَنْ تُلْحِقَنا بِتَصْدیقِنا بِالدَّرَجَةِ الْعالِیَةِ، لِنُبَشِّرَ
اَنْفُسَنا بِاَنَّا قَدْ طَهُرْنا بِوَلایَتِهِمْ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
شما برای خدارای دادین به یک نفر و حالا اون فرد به هر دلیلی به طرف غیر خدا رفته، به شما مربوط نیست چون کارشما برای خدا بوده.
مقام پیغمبری رو دادند به کسی که مسئول بیت المال است، می دانید که در قرآن نظارت دو بخش به ولی سپرده شده، یکی بیت المال که به اصطلاح امروز بانک مرکزی است و در آیه آمده است که زیر نظر حفیظ علیم یا همان یوسف پیامبر علیه السلام باشد
و یکی هم امنیت یا همان وزارت اطلاعات وگرنه هر دولتی با اونها همانطور که خودش می خواهد رفتار می کنه.
این دو نهاد باید زیر نظر ولی باشد و گرنه به مودت مردم ضربه می خورد. گرانی نسبت با سال گذشته بیشتر شده ولی تو میگی خدایا چون تو رزاق هستی امیدم به توست و صبر، میوه این مودت است.
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب الزمان
من که روز و شب از اشک جام می نوشم *** دلم گرفته از این روزهای خاموشم
فراغتی که فراق تو را ز پی دارد *** هزار مرتبه سنگین تر است بر دوشم
بهار می رسد از راه آن زمانیکه *** رسد ز کعبه انا المهدی تو بر گوشم
سیاهی دلم از تو اگر چه دورم کرد *** میان روضه با تو ولی زود می جوشم
بدون روضه ببین دستهای سینه زنم *** گرفته زانوی غم را میان آغوشم
هزار شکر که تا چند سال عیدم را *** برای مادرت از ابتدا سیه پوشم
بقیع گریه کن روضه های مادر توست *** کنار تربت زهرا مکن فراموشم

. ره آورد خلوص در عبادت
قالت فاطمة الزهراء سلام الله عليها: من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
فرمود: کسی که عبادت خالص خود را به خداوند متعال تقدیم میکند (و فقط برای رضای او عمل میکند﴾ خداوند نیز بهترین مصلحت خود را بر او نازل میكند.
تحف العقول ص۹۶۰
عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ مذوسَى بْن ر جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قالَتْ (سلام الله عليها): قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.
فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل ميکند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا (س) مىرسد که آن حضرت مىفرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد ازدنیا برود شهید از دنیا رفته است.»
عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣
قالَتْ (سلام الله عليها): ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
فرمود: همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
شرح نهج البلاغه ج 2، ص 449 مجمع الزّوائد: ج 9، ص 132
قالَتْ (سلام الله عليها): نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه
فرمود: ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه نيکیها، ما دلیلهای روشن خداییم و وارث پیامران الهی.
(شرح نهج البلاغه ج 16 ، ص 211)
قالَتْ (سلام الله عليها): قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس
فرمود: تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده میشوند.
(کنزالعمال ، ج 1 ، ص582)
6. بهترین و ارزشمندترین کسان
قالَتْ (سلام الله عليها): خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
فرمود: بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرمتر و مهربانتر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
قالَتْ (سلام الله عليها): حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و النظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
فرمود: از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1- تلاوت قرآن 2- نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا .
قالَتْ (سلام الله عليها): فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة
فرمود: خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقهها قرار داده است.
قالَتْ (سلام الله عليها): فجعل الله الایمان تطهیرا لكم من الشرك ، و الصلاة تنزیها لكم عن الكبر
فرمود: خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.
(احتجاج طبرسی،ج1،ص258)
قالَتْ (سلام الله عليها): مَثَلُ الإمام مَثل الكَعبة إذ تُؤتي وَ لا تَأتي
از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید.
(بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)
مصاحبه پایگاه خیمه دل سوختگان با حاج مهدی مختاری

*خیمه دل سوختگان: لطفا برای شروع، بیوگرافی مختصری از خودتان بگویید؟
پاسخ آقای مختاری: به نام خدا - بنده مهدی مختاری منول 1358 شهر زاهدان.
*خیمه دل سوختگان: از سوابق كاریتان بیشتر بفرمایید؟آیا شغل شما مداحی هست؟
پاسخ آقای مختاری: نمیشه گفت شغل زندگی من مداحی است و رزق و روزیم از سفره اقاست.
*خیمه دل سوختگان: تحصیلات خود را تا كجا ادامه دادهاید؟
پاسخ آقای مختاری: پایه شیشم حوزه.
*خیمه دل سوختگان: آیا اهل ورزش نیز هستید؟
پاسخ آقای مختاری:
بوده ام الان دیگر وقتشو ندارم اما علاقه زیادی دارم برگردم به روز های ورزش.
*خیمه دل سوختگان: خوب جناب آقای مختاری از شروع مداحیتان بفرمائید؟
پاسخ آقای مختاری: سال دوم راهنمایی بودم که تو مجمع الذاکرین ایرانشهر برای اولین بار خوندم با تشویق خانواده و اطرافیان و البته لطف امام حسین(ع) پا به عرصه گداشتم.
خیمه دل سوخگان: اشخاصی كه به گردن شما حق استادی دارند چه كسانی میباشند؟استاد شما در مداحی چه كسانی بودند؟آیا خودجوش رشد كرده اید؟
پاسخ آقای مختاری: ابتدای مداحی همیشه خود جوش است اما من همیشه به عنوان یک دوست برادر و کمک کارم توی این راه از حاج مهدی اکبری ممنونم و کسانی که حق استادی به گردنم دارند حاج سعید حدادیان - حاج مهدی سلحشور و سید مجید بنی فاطمه میباشند.
*خیمه دل سوختگان: برای مادحینی که میخواهند همانند شما مقبول حضرت سیدالشهدا(ع)باشند چه توصیه ای دارید؟
پاسخ آقای مختاری: اول باید ببینم ایا خودم مقبول هستم یا نه ولی رمز موفقیت اول خدا دوم اهل بیت(ع) و سوم عشق و پشت کار.*خیمه دل سوختگان: چه کتابها و مقاتلی را برای شروع مداحی و چه کتب و مقاتلی را برای دوره تخصصی مداحی پیشنهاد میکنید؟
پاسخ آقای مختاری: 4 جلد نخل میثم و کتب مقاتل معتبر به طور مثال : خصائص الحسینیه شیخ جعفر شوشتری - لهوف - نفس المهموم - بیت الاحزان و ....*خیمه دل سوختگان: شما اشعاری را كه میخوانید خودتان میگویید؟یا برای خودتان شاعر دارید؟
پاسخ آقای مختاری: شاعر های زیادی هستند که به ما لطف میکنند و اشعار خودشان را در اختیارم میزارند.*خیمه دل سوختگان: آهنگ های اشعار برای خودتان هست؟یا از كسان دیگر كمك میگیرید؟لطفا نام ببرید؟
پاسخ آقای مختاری: بعضی اشعار و اهنگ ها مال خودم است - بعضی ها هم مال دوستان.*خیمه دل سوختگان: شما چندتا برادر دارید؟و آیا برادران شما از مداحان و دل سوختگان اهل البیت میباشند؟
پاسخ آقای مختاری: سه برادر دارم که یکی از انها شهید شده است و ان دو نفر هم جزء خادمان اهل بیت هستند اما مداح نیستند.*خیمه دل سوختگان: الان بعضی مداحها به خصوص اشعار نوحه را خودشان میگویند و از اشعار شاعران آئینی كلاسیك كمتر استفاده میكنند. این مسئله آسیبی برای شعر و شاعری در مداحی ایجاد نمیكند؟ اگر خود مداح شعرهایش را بگوید، امكان دارد سطح شعر را پایین بیاورد؟
پاسخ آقای مختاری: از قدیم گفته اند همه چیز را همگان دارند پس میتوان گفت تک روی حتمآ باعث ضعف در کار میشود.
باتشکرازپایگاه اطلاع رسانی خیمه دلسوختگان

بسم الله الرحمن الرحیم
مناجاتی بسیار زیبا از امیرالمؤمنین(ع)
آن کسی را میستایم که ستایش گویندگان،تا آخرین حد مبالغه،وصف کمالش را کفایت نکند و روزی خواران از شمردن نعمت بی پایانش عاجز باشند،هر چه بکوشند،یک از هزار آن را سپاس نتوانند.صفات کمالش را حدی نیست تا بتوان به میزان آن پی برد،و نام های دلاویزش آنچنان بزرگ و پاک باشد که در محدوده لغات نمیگنجد.
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور
آسمان غرق خیالست کجایی آقا؟ آخرین جمعه سالست کجایی آقا؟
یک نفس عاشق اگر بود زمین می فهمید عاشقی بی تو محالست کجایی آقا؟
آقا جان!سالی دیگر گذشت. نمیدانم چگونه شرمساریم را در این مجال بیان کنم. چگونه بگویم منتظرت هستم در حالیکه می دانم دلیل نیامدنت خود من هستم.
حتی از پیرزن خریدار یوسف نیز کمترم که او لا اقل هدیه ای کوچک داشت. حال آن که من چیزی ندارم. ولی با همه نداریم تو را دوست دارم و می دانم که تو را به آورده من نیازی نیست.
آقای من! تا کی باید لحظه تحویل سال بگوییم «اللهم عجل لولیک الفرج»؟ تا کی دعای فرج بر لبانمان باشد و ظهور تو را از خدا بخواهیم در حالی که آگاهیم که لیاقت دیدن روی همچون ماه شما را نداریم؟ در حالی که می دانیم بین (ما) و (شما) فاصله بسیار است؟
آقا جان! فاطمیه نزدیک است. مادرتان روزهای پایانی دعایی کرد که فاصله اش تا اجابت بیش از چند روز نبود. هنوز زمزمه اش به گوش می رسد. «اللهم عجل وفاتی سریعا»
تو را به پهلوی مادرت دعا کن که «دعای ما به در بسته می خورد...» دعا کن که از زمانه خسته شده ایم. دعا کن که نفسمان دراین شهر آلوده به گناه گرفته است و بغض گلویمان را می فشارد.
کافی است دستانت را بالا بگیری و بگویی «اللهم عجل فرجی سریعا...»
پ.نوشت: سال گذشته موقع خداحافظی از دوستان دانشگاه گفتم : امیدوارم امسال سال آخری باشه که موقع تحویل سال می گیم اللهم عجل لولیک الفرج. یکی از رفقا سریع گفت اشتباه نکن. بگو امیدوارم امسال دیگه موقع تحویل سال این جمله را نگیم که ان شا الله آقا ظهور کرده باشه... سال ۱۳۹۰ هم با تمام تلخی ها و شیرینی هایش گذشت و من بیچاره هنوز اندر خم یک نیم نگاه حضرت ارباب زمزمه دارم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
برگرفته ار کانون فرهنگی هنر ی مرحوم ابوترابی
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در بیست وسوم اسفند 1390 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
بسم الله النورالنور
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً، اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ، صابِرٌ عَلى ما اَتى بِهِ اَبُوكِ وَوَصِیُّهُ، صَلَواتُاللَّهِ عَلَیْهِما، وَاَنَا اَسْئَلُكِ اِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ اِلاَّ اَلْحَقْتِنى بِتَصْدیقىلَهُما لِتُسَرَّ نَفْسىفَاشْهَدىاَنّىظاهِرٌبِوَِلایَتِكِ،وَوَِلایَةِ آلِ بَیْتِكِ صَلَواتُ للَّهِعَلَیْهِمْاَجْمَعینَ.
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب الزمان
جز نگاهت چه تواند که دل از ما ببرد *** رنگ از آینه کی جز رخ زیبا ببرد
می شد ای کاش که پیغام بری ساحل را *** خبر از گمشدگان شب دریا ببرد
چشم بیدار تو چون سوی خلایق افتد *** رونق از گرمی بازار مسیحا ببرد
ناله العجل ِ روی لبانم خشکید *** کیست فریاد مرا جانب مولا ببرد
کی شود لطف نگارم سحری یار شود *** تا مرا باز به آن خلوت شبها ببرد
بهتر از عشق تو هرگز نبود سرمایه *** زنده ام تا که هراس غم فردا ببرد
گر نگاه تو به سوی دلم افتد چه شود *** شاه آن نیست که از یاد گدا را ببرد
آرزویم همه این است مرا هم بخرد *** نامی از من به بر حضرت زهرا (س) ببرد
به خدا منتقم خون خدا آمدنی است *** وارث قافله کرب و بلا آمدنی است
قبل از شروع بحث حاج آقا مراسم هفتگی و همچنین مراسم فاطمیه اول را به این شرح اعلام فرمودند:
اول اینکه در سال 90 فقط همین شب جمعه مراسم کمیل داریم. دوم شب میلاد حضرت زینب سلام الله علیها شب نهم فروردین (هشتم فروردین شب) در بیت الزهرا (س) برنامه داریم، از شب چهاردهم فروردین (سیزده فروردین شب) پنج شب روضه مسجد ارک شروع می شه تا روز شهادت و برنامه صنف لباس فروش هم از پانزده فروردین شروع میشه.
بحثمون به اینجا رسید که: وَمَوَدَّتى نوُرَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اگر شما در قرآن ببینید "محبت فی القربی" نیاورده بلکه مودت اومده واین شامل عمل کردن و پیروی از اهل بیت میشه. کسی که همه جوره شان شیع رو حفظ می کنه دقت داره و به کلام و زندگی اهل بیت عمل می کنه.
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور
به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در شانزدهم اسفند 1390 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
بسم الله النورالنور
حاج منصور ارضی:
وَبَصَرى نوُرَ الضِّیآءِ، وَسَمْعى نوُرَ الْحِكْمَةِ، اینکه حرف آقا رو گوش کردی و رفتی رای دادی یک موضوعه که تو دهان دنیا زدی و موضوع دوم اینه که نماینده ها باید بفهمند که شاید باز هم نفهمند، مردم به خاطر اعمال و کارهاشون ناراحت هستند و به همین خاطره که در تهران چند میلیون نفر رای دادند ولی پنج نفر انتخاب شدند. متاسفانه چقدر بچه های هیئتی سر رای دادن دچار تردید شدند و جوابشون هم اینه که قیامت سر رای ندادن خدا آدم رو نمی سوزونه، پس مواظب باش اگر اتفاقی برات افتاد پای چیز دیگه ای نگذاری. وظیفه تو رای دادن بوده و اگر ندادی کار شیطانی کردی. دنیا و تمام کَرهای دنیا شنیدند که ملت چکار کرد ولی یک عده در داخل خودمون نفهمیدند. همه اینها حساب کتاب داره.
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب الزمان
اگر که چشم تَرَم زائر شما می شد *** تمام حاجت من یکسره روا می شد
چه خوب بود اگر دستهای خالیِ من *** فقط برای کریمیِ تو گدا می شد
اگر برای ظهور تو ندبه می کردم *** خدا گُوا ست گره های بسته وا می شد
گناهکاری نَفسم همیشه دردسر است *** وگرنه زودتر از این سرم فدا می شد
اگر دعای تو پشت سرن نبود آقا *** وگرنه دست من از دامنت جدا می شد
خدا گُوا ست دلم جای دیگری می رفت *** خدا گُوا ست دلم باز بی وفا می شد
حساب کردم و دیدم به تو بدهکارم *** چه خوب می شد اگر حق تو ادا می شد
ز فیض نیمه شب جمعه ها عقب ماندم *** وگرنه قسمت من نیز کربلا می شد
ادامه شرح دعای امام زمان علیه السلام که بعد از زیارت آل یاسین آمده است:
به اینجا رسیدیم که: وَسَمْعى نوُرَ الْحِكْمَةِ، اگر گوش کسی خدایی باشد نورانی می شود و نورانیت آن این است که حکمت رو می فهمه. کسی هم حکمت دارد که مواظب شنیده های خود هست و دقت می کند که هر چیزی رو نشنود. غیر از حرف خدا حرف دیگری رو گوش نمی کند.
ما باید مواظب اطراف خودمون مخصوصا خانه و زندگیمون باشیم، اگر فکر می کنی که یک وسیله گناه در کنارت یا در خانه ات مثل ماهواره داری و قدرت کنترل اون رو هم داری و می تونی مواظبت کنی باید بگم به همین خیال باشید. یا خودتون یا بچه هاتون به درد بی درمان گرفتار می شوند و درمانی هم نداره.

یک هنرمند لبنانی بنام «ناجی اوبا» که در پاریس پایتخت فرانسه اقامت دارد، با ساخت تسبیحی که آن را «تسبیح الرحمن» نامید، موفق شد گرانترین تسبیح جهان را تولید کند.
به گزارش شیعه آنلاین، در این تسبیح گران قیمت بیش از 16 هزار دانه مروارید و یاقوت به کار رفته است. علاوه بر این تعداد مروارید و یاقوت، 99 قطعه بسیار ریز طلا نیز در این تسبیح بکار رفته است.
گفته می شود قرار است نام «تسبیح الرحمن» تحت عنوان گرانترین تسبیح جهان طی چند روز آیند وارد کتاب رکوردهای «گینس» شود.
این هنرمند لبنانی با استفاده از این 16 هزار مروارید و یاقوت، اسماء الله (نام های خداوند متعال) را نوشته است. ساخت این تسبیح بیش از دو سال زمان برده و تحقیقاتی علمی نیز پیش از ساخت آن انجام شده است.
«ناجی اوبا» طی اظهاراتی در این باره گفت: ما و یا کارشناسان جواهرات تاکنون نتوانسته ایم قیمتی واقعی برای «تسبیح الرحمن» تعیین کنیم زیرا این تسبیح علاوه بر ارزش نقدی و مالی آن، دارای ارزش معنوی بالایی نیز است. تنها سنگ های قیمتی که در آن به کار رفته بیش از نیم میلیون دلار هزینه در بر داشته است
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در نهم اسفند 1390 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:
مراسم عزاداری وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
مداح:حاج مهدي اكبري
جمعه 12 اسفند 1390 - ساعت 9 شب
خمینی شهر اصفهان - هیئت متوسلین به چهارده معصوم(ع)
با تشکر از سایت حاج مهدی اکبری
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز قصد داریم در مورد اشتباهی که اکثرا مواجه می باشند صحبت کنیم و آن لفظ صحیح کلمه امام حسن عس..ری است.
عجله نکنید قصد سخرانی ندارم فقط با چند دلیل کوتاه کلمه درست را بررسی می کنیم .
قبل از هر چیز باید ذکر کنیم که عسکر نام پادگانی است که امام را در آن جا زندانی کرده بودند از این رو به یازدهمین امام ولایت و امامت امام حسن عسکری می گویند البته بعضی ها بر این عقیده اند که کلمه عسگر کلمه فارسی و قابل استفاده می باشد ولی در پاسخ این سوال باید بگویم که اگر کسی کمی هم زبان فارسی خوانده باشد می داند که کلمه امام ، حسن و علیه السلام هر سه کلمه عربی هستند و ما باید کلمه عسگر را نیز عربی بیاوریم و دلیل بعدی که می توان ذکر کرد عرب زبان ها چهار حرف گچپژ را ندارند پس استفاده کردن از این حروف در کلمات عربی درست نمی باشد پس می توان نتیجه گرفت که شکل صحیح کلمه بصورت زیر می باشد.
امام حسن عسکری علیه السلام
جهت سلامتی حجه ابن الحسن العسکری صلوات
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور

ترتیب نام سوره ها به شعر
بعد حمد و بقره ، عمران ف نساء و مائده
از نعم اعراف و نفل و توبه بستان فائده
بعد یونس هود و یوسف رعد ابراهیم و حِجر
نحل و اسری کهف و مریم سوره طه بذکر
انبیا حج مومنون خوان نور و فرمان شعراء
نمل و قصه عنکبوت و روم و لقمان و سجده را
حزب و سبأ فاطر و یس و صفّ صاد و زُمر
مومن و مصباح و شوری زخرف دخان و هم زبر
جاثیه احقاف محمد(ص) و ان دگر فتح حجر
قاف می دان ذاریات و طور و هم نجم و قمر
بعد رحمن واقعه بعدش حدید است و جدال
حشر و بعدش امتحان صف جمعه با عز و جلال
پس منافق پس تغابن بعد این دو وان طلاق
بعد از تحریم و مُلک و نون بعد این سه حاق
پس از معارج نوح و جن و تزمیل و تدثیر و قیام
دهر و مرسل بین نبأ نازع عبس تکویر نام
فطر و صف و شق و برج و طارق اعلی العلی
غاشیه فجر و بلد شمس است و لیل است و ضحی
انشراح و تین علق قدر است بعدش بیّنه
بعد از آن زلزال می دان عادیات و قارعه
پس تکاثر عصر و همزه و فیل ایلافت حصر
بعد ماعون کوثر است و کافرون را بعد نصر
از لهب اخلاص می دان و فلق ختمش به ناس
بحث ختم سوره ها از شرح می کن اقتباس
با تشکر از وبلاگ دلنوشتهای منتظران ظهور

مرحوم آیت الله سّید محمد باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت الله العظمی حاج سیّد علی سیستانی، در مشهد مقدس، برای آنکه به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند.
ایشان می فرمود: در یکی از جمعه های آخر، ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک به آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید. حال عجیبی به من دست داد و از جای برخاستم و به دنبال آن نور به در آن خانه رفتم.
خانه کوچک و فقیرانه ای بود که از درون آن نور عجیبی می تابید. در زدم. وقتی در را باز کردند مشاهده کردم که حضرت ولی عصر (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در آن اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه ای سفید روی آن کشیده بودند
وقتی که من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم، حضرت به من فرمودند: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمل می شوی؟! مثل این باشید (اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم.» بعد فرمودند: «این، بانویی است که در دوره بی بی حجابی (دوران رضاخان پهلوی) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند»!
-منبع:فصلنامه تخصصی انتظار، سال دوم، شماره پنجماَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ
روزی که شام تار حجران سر بیاید *** بر سینه دلباخته دلبر بیاید
در ادامه بحث زیارت بعد از دعای آل یاسین که این چند هفته حاج آقا تشریح می فرمایند بحث بدانجا رسید که:
"و عزمی نورالعلم" آری اگر کسی حرکتی داشته باشد باید آن حرکت نورانی باشد. علمی که دارد باید نورانی باشد. یک نمونه اش همین شهید بزرگوار احمدی روشن و همکارش که از دانشمندان بود و اگر ما خیلی هنر کنیم اربعین در حرم ابی عبدالله باشیم ولی اینها با پیراهن مشکی شهید شدند و اربعین در خدمت ابی عبدالله هستند و واقعا خوش به حال کسانی که این جور شهید می شوند که بدونید اینجور شهادت سرقفلی داره و عند ربک مرزوق هستند.
ولی از طرفی دیگران به قهقرا می روند و در لباس دین صحبت از این می کنه که اصلا خدایی نیست، کاش حداقل اون لباس رو از تنش بیرون کنه.
این عزمی نورالعلم امروز معلوم میشه. البته در ادامه دعای شب 21 ماه مبارک دعایی هست که در اونجا در خصوص حلم صحبت میشه و خاطرم هست که در بحثی که مقام معظم رهبری داشتند فرمودند که حلم راه جهل رو می بنده و در این دعا هم اومده حلم نه علم.
یعنی کسانی که نتوانستند از این فیض عظیم دنیا و آخرت یعنی حسین علیه السلام استفاده کنند نتوانستند خودشون رو از جهل بیرون بیاورند و بیرون آمدن اینها از جهالت خیلی مشکل میشه چون خودشون این مسیر رو انتخاب کردند.
اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ
روزی که شام تار حجران سر بیاید *** بر سینه دلباخته دلبر بیاید
در ادامه بحث زیارت بعد از دعای آل یاسین که این چند هفته حاج آقا تشریح می فرمایند بحث بدانجا رسید که:
"و عزمی نورالعلم" آری اگر کسی حرکتی داشته باشد باید آن حرکت نورانی باشد. علمی که دارد باید نورانی باشد. یک نمونه اش همین شهید بزرگوار احمدی روشن و همکارش که از دانشمندان بود و اگر ما خیلی هنر کنیم اربعین در حرم ابی عبدالله باشیم ولی اینها با پیراهن مشکی شهید شدند و اربعین در خدمت ابی عبدالله هستند و واقعا خوش به حال کسانی که این جور شهید می شوند که بدونید اینجور شهادت سرقفلی داره و عند ربک مرزوق هستند.
ولی از طرفی دیگران به قهقرا می روند و در لباس دین صحبت از این می کنه که اصلا خدایی نیست، کاش حداقل اون لباس رو از تنش بیرون کنه.
این عزمی نورالعلم امروز معلوم میشه. البته در ادامه دعای شب 21 ماه مبارک دعایی هست که در اونجا در خصوص حلم صحبت میشه و خاطرم هست که در بحثی که مقام معظم رهبری داشتند فرمودند که حلم راه جهل رو می بنده و در این دعا هم اومده حلم نه علم.
یعنی کسانی که نتوانستند از این فیض عظیم دنیا و آخرت یعنی حسین علیه السلام استفاده کنند نتوانستند خودشون رو از جهل بیرون بیاورند و بیرون آمدن اینها از جهالت خیلی مشکل میشه چون خودشون این مسیر رو انتخاب کردند.
کسی هم که از جهالت بیرون نیاید یک بحث دومی برای او رقم خواهد خورد با عنوان "حیرت الضلالة" اصلا بعضی ها در گمراهی و ضلالت حیران و سرگردان می شوند. یک نفر حیران حسین است و هر حالتی که باشه ابی عبدالله در کنارش است چون عشقش حسینه ولی بعضی مثل بنی اسرائیل هستند که بعد ا خیانتی که به موسی ابن عمران علیه السلام کردند 40 سال در سرگردانی بودند و در بیابانها و وادیها می گشتند باز به سر جای اول خودشون می رسیدند. 40 سال بچه ها خیلی حرفه که حیران باشی در گمراهی خودت.
ما هم باید بترسیم. در همین دعای شب 21 ماه مبارک ایفه گمراهان رو تصویر می کنه که اینها مغرور به دنیا شدند. یعنی کسانی که دنبال ابی عبدالله نرفتند. شما فکر می کنید هر کسی که بره کربلا شهید میشه. عزم مهمه که چی باشه. شمر هم کربلا رفت. عزم باید نورانی باشه. پسر فاطمه رو کشتند و ما باید بترسیم که هنوز دارند ما رو فریب می دهند. کاسبی ها رو خراب کردند. بچه ها این رو بدونید این کمترین و کمترین درس مکاسب است که بزرگان فرمودند که جنس رو باید دید، بعد خرید بعد با یک درصد سود منصفانه جنس رو فروخت.
آیا با بورس و ارز و طلا کاسبی ها درسته. یعنی بدونید مردم رو انداختند در این وادی. کاسب های خوب در این قضیه درگیر شدند.
آی احمق ها، آی احمق ها، بزرگتر از شما که عمر کثیفشون رو در این مسیر گذاشتند و گرگ و خوک این کار هستند آمریکا و اروپا هستند که الان زمین خوردند.
روز اول که این آقا می خواست بیاد سر کار همه روزنامه ها نوشتند که اینها حزب اللهی هستند و مخالف بورس و این داستانها هستند. حالا کاسب نشسته از صبح تا شب جلوی یک مانیتور و با یک تلفن میگه خریدم و با یک تلفن دیگه میگه فروختم. هنوز جنس رو ندیده و پولش رو نداده پول فروشش اومده تو حسابش.
شما فکر می کنید هر کسی که اربعین باید زیارت بخونه و دو رکعت نماز اریعین بخونه کارش درست شده. من هم قبول دارم که از نشونه های مومن زیارت اربعین است ولی ایمان در دلی قرار می گیره که حروم نخورده باشه و پاک باشه. لذا مغرور شدند به دنیا و حسین رو فرختند به دراهم کم و حتی از یوسف هم ارزان تر فروختند.
باید قدرتی که خدا به ما داده و عطا کرده نور داشته باشه و نورش هم این است که عمل خوب انجلم بدهی و اگر ساکت باشی چه کار باید کرد؟ من نمی دونم این ساکتین چه علما و چه دیگران چطور تحمل می کنند. می دونید زمان ابی عبدالله چقدر در مدینه ساکت نشستند و بعد از کربلا هم گریه می کردند ولی دیگه فایده نداشت و چه بلاهایی بر سرشون اومد.
خدایا به حق امام حسین علیه السلام ما رو به امام زمانمون برسون. خدایا امروز هر کسی حاجتی داره حاجت روا بفرما. مزه بندگی رو در اربعین به ما بچشان. روزی حلال به ما برسان.
و اشعار جانسوز روضه اربعین ( با عرض پوزش برخی از ابیات به علت همگانی نبودن حذف گردیده است)
هر طور بود آمدم اینجا گمان نبود *** اصلا امید آمدن کاروان نبود
من زینبم نه زینب وقت وداعمان *** زینب به زیر جامه اش این داستان نبود
من زینبم نه زینب تا عصر یازده *** موی سپید و این همه قد کمان نبود
آسان نبود رفتن ما تا به کوفه، شام *** گاهی میان قافله یک لقمه نان نبود
آسان نبود رفتن ما با حرامیان *** پرده نداشت محمل ما، شانمان نبود
. . .
آسان نبود آمدن ما از این مسیر *** غیر سرت به روی سرم سایبان نبود
این قافله که خانم قامت کمان نداشت *** دارای دختری شده لکنت زبان نبود
تعداد ما کم است نپرس از دلیل آن *** با نازدانه ات احدی مهربان نبود
رفتی و بردی اصغر و حتی برای من *** نگذاشتی رقیه خود را برای من
با اشک چشم غسل زیارت کنم حسین *** وقتش رسیده جان برود از تنم حسین
حالا که باز هست دو دستم چه فایده *** دستی نمانده سینه برایت زنم حسین
دیگر رسالتم که به پایان رسیده است *** بگذار کربلا بشود مدفنم حسین
هر چه به من گذشت فدای سرت حسین *** معجر که هست روی سر خواهرت حسین
بعد از تو گاه قافله سالار بوده ام *** گاهی سپر، طبیب، پرستار بوده ام
هر جا برای حفظ امام زمانه ام *** زهرا میان کوچه و بازار بوده ام
بی معجزه بدون عصا با قد خمم *** موسی میان مجلس اغیار بوده ام
چشم یزید کور شد از خطبه های من *** من ذوالفقار حیدر کرار بوده ام
من پس گرفته ام عَلَم ساقی تو را *** تا ساقی ات بداند علمدار بوده ام
از من مپرس مگو خواهرم کجاست *** آن بلبل سه ساله من دخترم کجاست
یادت که هست آنچه سر پیکرت شد و *** (چوب و عصا و نیزه فرو در تنت شد و)
(از پشت سر گرفت با بالا سر تو را) *** آنچه به پیش منِ خواهرت شد و
می آمدند دست پُر از قتله گاه و بعد *** در زیر سم اسب لگد پیکرت شد و
رفتم به کوفه و شام به همراه یک نفر *** یک ساربان که صاحب انگشترت شد و
گاهی فراز نیزه و دروازه مرقدت *** گاهی میان طشت نزول سرت شد و
آرام گفته ام که ابالفضل نشنود *** (حرف از کنیز بردن یک دخترک شد و )
با تشکر از سایت دوستداران حاج آقامنصورارضی

غایبی و عالمی است، محو تماشای تو
از همه سو می دمد، نور تجلّای تو
غایبی و عالمی است، محو تماشای تو
تا که نهم از شرف، پا به سر آسمان
کاش که می شد سرم، خاک کف پای تو!
روی به هر سو کنی، پای به هر جا نهی
در سر ما شور توست، در دل ما جای تو
سروقدان قائمند تا تو قیامت کنی
ای نگه فاطمه بر قد و بالای تو!
خیز و بر آر از جگر بانگ "اَنَاالمنتقم"
تا همگان بشنوند از حرم، آوای تو
زنده شود از دمت، روح هزاران مسیح
دل ببرد از کلیم، نطق دل آرای تو
از حرم فاطمه تا صف کرببلاست
چشم دو ششماهه بر قامت رعنای تو
موسی سینای جان، چهره عیان کن عیان
تا که شود عالمی طور تجلّای تو
آرزوی فاطمه بانگ "اَنَاالمهدی ات"
عقده گشای علی، دست توانای تو
آینه بگشا دمی تا که کند هر دمی
چارده آیینه نور، جلوه ز سیمای تو
"میثم" اگر می چکد، از نفسش شهد جان
میوه نخلش بود، شاخة خرمای تو
غلامرضا سازگار

شعر زبان حال رسول الله(ص)در لحظات اخر با حضرت زهرا(س)
شهادت امام حسن مجتبی(ع)/ عزیز کرده یعقوب, غارت گرگ است...
خدا کند که دروغی بزرگ باشد این
من اعتماد ندارم به حرف طالع بین
***
نشسته اند کمان های بیوه آماده
گرفته اند کمین تیرهای چله نشین
دوباره کوچه دوباره کسی ز اهل کساء
دوباره فتنه ی شیطان دوباره غصب زمین
و باز شد دهن یاوه ای و حرفی زد
و پخش شد همه جا بوی غُدّه ای چرکین
و این هم از برکات حضور یک زن بود
زنی که شوهر خود را نمیکند تمکین
جنازه نیست ، نمرده است ، زنده است ، چرا؟
برای این که امام است و بس، برای همین
برای این که نفس می کشد بدون هوا
برای این که قدم میزند بدون زمین
چقدر جای رطب ها و جای او خالیست؟
کنار دست پر از هیچ سفره ی مسکین
به عزت و شرف لا اله الا الله
به خیر ختم نشد این مراسم تدفین
عزیز کرده ی یعقوب ، غارت گرگ است
قسم به سوره ی یوسف قسم به بنیامین
شاعر: رضا جعفری
شعر شهادت امام حسن مجتبی(ع)/ گنبد تو، پرچم تو فرق می کند!
مست از غم توام غم تو فرق می کند
محو توام که عالم تو فرق می کند
با یک نگاه می کشی و زنده می کنی
مثل مسیح، نه، دم تو فرق می کند
یک دم نگاه کن که مرا زیر و رو کنی
باید عوض شد! آدم تو فرق می کند
تنها کمی به من نظر لطف می کنی؟
آقای مهربان! کم تو فرق می کند
زخمی است در دلم که علاجی نداشته است
جز مرحمت که مرهم تو فرق می کند
اشک غمت برای من احلی من العسل
گفتم برای من غم تو فرق می کند
صلح تو روضه است حماسه است غربت است
ماهی تو و محرم تو فرق می کند
باید خیال کرد تجسم نمود؛ نه ؟
نه؛ گنبد تو پرچم تو فرق می کند
لختی بخند قافیه ام را بهم بریز
آقای من! تبسم تو فرق می کند
شاعر: سید محمد رضا شرافت
با تشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور
زبانحال حضرت رسول اکرم ص با دخت گرامیش فاطمه زهرا در هنگام احتضار
در ساعت آخرم سخن ها دارم
بگذار که لب بر رخ تو بگذارم
بگذار که با سوز و نوا یا زهرا
من پرده ز راز دل خود بردارم
من غمزده از مرگ نیم یار دلم
من غمزده از میخ در و مسمارم
از داغ در سوخته و سینه ی تو
چون ابر بهاری، گل من می بارم
آن لحظه که سوراخ شود سینه ی تو
آغشته شوم با دل خون، دلدارم
در موقع حادثه نگاهی انداز
آن لحظه منم بین در ودیوارم
سروده : جعفر ابوالفتحی
با تشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور
نام برنامه:رحلت رسول اکرم(ص)-شهادت امام حسن مجتبی(ع) وامام رضا(ع)
سخنران:حجه الاسلام و المسلمین دستپروری
مداحان:حاج مجید بنی فاطمه,حاج مهدی مختاری,حاج سعید قانع
زمان:۱ ظهر
مکان:چهارراه شهدا-خیابان ایت الله بهجت-بهجت5-هیئت محبان الائمه(علیهم السلام)متوسلین به امام حسن مجتبی(علیه السلام)
توضیحات:مراسم در تاریخ 2-11 و4-11 برگذار میگرد
با تشکر از سایت هیئت محبان الائمه مشهد مقدس
دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته شروع می کند
به جوانه زدن...
سلام می کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا می شود...
بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا
و احساس تازگی اندیشه های خسته ات را فرا می گیرد...
زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟
دلت را جا گذاشتی در حرم و گره اش زدی به ضریح امام رضا...

حرفهای دلم ...
مولای من! تو را امام غريب می نامند، می دانم بد ميزبانی بودند و در مهمان نوازی وفا نكردند.
مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستی؛ تو ميزبان گريهها و نيازها؛ غمها و دلتنگی های ما هستی.
تو كه غريبی را احساس كردهای! حال غريبهها به آستان كرم تو چشم دوختهاند و به دستان پر مهرت توسل كردهاند.
مولای من! می خواهم از زائرانی بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته اند تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.
مولای من! می خواهم از سنگ فرش آستان مقدّست بگويم كه سجده گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقی كه گرداگرد حرم پاک تو می چرخند و تو را طواف می كنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسه باران می كند و عطر دلربای تو و اشک تمنای زائرانت را به اوج افلاک می برد.
مولای من! می خواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان می گيرد و در پيشگاه شكوه تو جان می دهد.
ای آفتاب مهربانی! می خواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می زند و از ضريح تو نور می گيرد.
ای حجت خدا ! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايی خود را می شكند و خاک پايشان را به سينه زخمآلود خود می زند كه عمری است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواقها، درها و ديوارهايی كه از نفس مهمانانت پِر می گيرند و به ضريح پاک تو می رسند. خوش به حال مناره ها وكاشی ها!
این شعرو تقدیم میکنم به همه ی عاشقان امام رضا که دوست دارن تو حرم آقا علی ابن موسی الرضا باشن:
قد هزار تا آسمون كبوتراتو دوس دارم، وقتی ميام امام رضا سوقاتي گندم ميارم/ وقتی ميام به مشهدت داغ دلم تازه ميشه، دلم ميره كرببلا غصه بی اندازه ميشه/ تنگ ميشه تا دلم برات عكس حرم رو می گيرم، تو خيالم ميام پيشت كنار گنبد می شينم/ دنيا بدون مشهدت از خونمون كوچک تره، وا نميشه دلم آقا با صد هزارتا پنجره/ بس كه به مشهد اومدم جاده ها باهام رفيق شدن، چرا نمی رسم به تو ثانيه ها دقيق شدن/ دلم برای صحن تو نگاه بكن پر می زنه، اين دفعه كه من اومدم نگو كه وقت رفتنه/ اميد دارم كه من بيام دوباره پاكم بكنی، تو صحن اسماعيل طلا يه گوشه خاكم بكنی...
با تشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور

روایتی جانسوز از امام هشتم
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ قَالَ الرِّضَا ع إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّةِ یُحَرِّمُونَ فِیهِ الْقِتَالَ فَاسْتُحِلَّتْ فِیهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَ فِیهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِیَ فِیهِ ذَرَارِیُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّیرَانُ فِی مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِیهَا مِنْ ثَقَلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِی أَمْرِنَا إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ أَوْرَثَتْنَا [یَا أَرْضَ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثْتِنَا] الْكَرْبَ [وَ] الْبَلَاءَ إِلَى یَوْمِ الِانْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَیْنِ فَلْیَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ یَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ ثُمَّ قَالَ ع كَانَ أَبِی ع إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا یُرَى ضَاحِكاً وَ كَانَتِ الْكِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتَّى یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیَّامٍ فَإِذَا كَانَ یَوْمُ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ وَ یَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ (ع)

امام رضا(ع) فرمود: محرم؛ ماهى بود که اهل جاهلیت جنگ را در آن حرام مىدانستند. اما اینها خون ما را در آن حلال شمردند و حرمت ما را هتک کردند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و آتش به خیمههاى ما زدند و وسایل آنها را چپاول کردند و رعایت رسول خدا(ص) را در سفارش به ما نکردند. روز شهادت حسین(ع) چشم ما را ریش کرد و اشک ما را روان ساخت و عزیز ما را در زمین کربلا خوار کرد و ما را تا قیامت به گرفتارى و بلا دچار ساخت. اگر کسی خواست گریه کند، بر مانند حسین باید گریه کند. این گریه، گناهان بزرگ را بریزد. سپس فرمود: شیوه پدرم این بود که وقتی محرم میشد خنده نداشت و اندوه بر او غالب بود تا روز دهم. روز دهم؛ روز مصیبت و حزن و گریهاش بود و میفرمود در این روز حسین(ع) کشته شد.
باتشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور
جلسه عزاداری شام شهادت حضرت رقیه(س) سال 1390 هیئت انصارالامام رزمندگان کرج با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى رُقَيَّةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ، وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ فيها

تو نی سوار و منم کوچه گرد این کوفه
چه سنگها که نشد پرت سوی محمل من
به دستهای زن و طفل و مرد این کوفه
من از فراق نگارم عزا گرفته امُ اما
گرفته جشن ظفر فرد فردِ این کوفه
ادامه دار شده خاطرات کرب و بلا
چه آتشی ست به پا در نبرد این کوفه
به جای نان و رطبهای هر شب بابا
چه لقمه ها که نصیبم نکرده این کوفه
به خاندان رسول خدا کنایه زدند
چه داغ کرده دلم، قلب سرد این کوفه
نخوان دگر سرنیزه برایشان قرآن
که سکه می خورد آقا به درد این کوفه
بخوان دعای فرج تا بیاید آن مردی
که پاسخی ست خدایی، به عهد این کوفه
برگرفته از وبلاگ اشعار آئيني حسين ايماني
باتشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور

شعر زیبا در مدح امام حسین (ع)
فرمانده کل کائنات است حسین
معنای نماز و صلوات است حسین
ای آنکه برات کربلا می خواهی
در دست کرامتش برات است حسین
نامش به زبان به چه گوارا باشد
در کام چو مزه ی نبات است حسین
خضر از دو لب عشقِ حسین مِی می زد
والله قسم آب حیات است حسین
غم می خوری از مشکل خویش ای انسان
والله کلید مشکلات است حسین
ذرات جهان ذکر حسین می گویند
زیر ید او کل کُرات است حسین
کن گریه ز داغ و الم و درد حسین
لب تشنه ی در پیش فرات است حسین
گر از گنه خویش شدی خسته بدان
نورانیت هر ظلمات است حسین
رو سوی خیام و هیئات آور دل
ذکر همه ی این هیئات است حسین
در وقت وفاتت که رسد بر دادت
والله که کشتی نجات است حسین
گر مهدی ز انفاس خودش نفحه زند
ذکر همه ی این نفحات است حسین
یک عمر حسین گفته ام ان شاء الله
ذکر لب من وقت وفات است حسین
ای مدعی عشق حسین این را دان
عامل به نماز و به زکات است حسین
سروده جعفر ابوالفتحی
باتشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور