سلام علی ال یاسین
آری به واقع خدامنصوارضی مرد راه است
او عمار سید علی است اصلا چون او عمار و بوذر و سلمان و مقداد سید علی است ما انقدر اورا دوست داریم سلم لمن سالکم
ولی حرف در این مقال چیزی دیگری است
تعبد سرفرود آوردن حین حضور به وعده یار شیرینی ای رو دارد که به واقع باید: آتش عشق دل رو روشن کرده باشه تا حلاوتش دیگر از دل نرود
و این تجلی غیر از در خانه امام حسین ع هیج جای دیکه تلالو نمیکند تاانسان مصداق بیان( کن و شروع فیکون باشدد) به قدر ظرفییتش
یک روز آقامون حجه ابن الحسن عج ظهورمیکند و مارو به کربلا صعود میدهد منبری بگذارند از نور صلا بزنند گریه کن ها با روضه خوان شان منصور مشرف شوند به صحن ارباب ع تا امام زمان عج رو یاری کنند
که همون مثال زهرایی بروز میکند که امام رضا ع فرمود هرکه میخواهد به مادر ماصله بدهد برای حسین ع گریه کند
و اون روز صله و کمک ما به آقامون اشک برای جد غریبش باشد انشاءالله که جمعه ای فریاد میزند
ای اهل عالم من پسر آن آقایی هستم که بالب تشنه کشتنش

وناله ای قریب برای غریب ازنای حاجی با نفسی عجیب
صلی الله علیک یا مظلوم با اباعبدالله
وناله جمعیت زمزمه ای آشنا:حسین جان ع
و آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
ازیادم نمیرود هیچ گاه این مطلب را....
ادامه رالطفا بخوانید
یادم نمیرود هیچ گاه این مطلب را که هر وقت حاج آقا اراده کند در مجلس به اذن ابا عبدالله علیه السلام بر قلوب شنوندگان تاثیر میگذارد و قلب اونها رو در دستش میگرد چقدر جوونها رو دیدم پای منبر حاجی عوض شدند کسانی رودیدم که با یک آمین واقعی به دعای حاجی یه شبه شمع شدن و آتش گرفتند و سوختند
یا اون جوون که بعد از خوندن روضه عطش که حاجی برا مردم اجرا کرده بود اونقدر غرق مصیبت شده بود که شب میرود به خانه و میگوید جگرم میسوزد جگرم میسوزد جگرم میسوزد از همون داغ هم جان میدهد
نترسی هیات نیای باباجون این مطلب برا اون کسیست که بخواهددر راه معشوق بسوزد
آتش بگیرتاکه بدانی چه میکشم احساس سوختن به تماشا نمی شود
یا حسین ع
یا اون جوون که بعد از خوندن روضه عطش که حاجی برا مردم اجرا کرده بود اونقدر غرق مصیبت شده بود که شب میرود به خانه و میگوید جگرم میسوزد جگرم میسوزد جگرم میسوزد از همون داغ هم جان میدهد
نترسی هیات نیای باباجون این مطلب برا اون کسیست که بخواهددر راه معشوق بسوزد
آتش بگیرتاکه بدانی چه میکشم احساس سوختن به تماشا نمی شود
یا حسین ع
با تشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور