
شعر زبان حال رسول الله(ص)در لحظات اخر با حضرت زهرا(س)
چرا چشمت پر اشک و سینه ات پر آه می باشد
مخور غصه پس از من عمر تو کوتاه می باشد
مسوزان قلب بابا را چنین ناله مزن زهرا
که شاد از ناله تو دشمن گمراه می باشد
علی را کرده ام مأمور صبر و تو کنارش باش
پس از من روز های بی کسی در راه می باشد
سپر بهر علی شو وقت آتش سوزی خانه
بدان که قتلگاه تو همین در گاه می باشد
همین که می زند زخم زبان بر من به پیش تو
تو را بعد پدر در کوچه سد راه می باشد
بلرزاند مرا در قبر تا بر تو زند سیلی
که از مهری که من دارم به تو آگاه می باشد
************************
شهادت امام حسن مجتبی(ع)/ عزیز کرده یعقوب, غارت گرگ است...
خدا کند که دروغی بزرگ باشد این
من اعتماد ندارم به حرف طالع بین
***
نشسته اند کمان های بیوه آماده
گرفته اند کمین تیرهای چله نشین
دوباره کوچه دوباره کسی ز اهل کساء
دوباره فتنه ی شیطان دوباره غصب زمین
و باز شد دهن یاوه ای و حرفی زد
و پخش شد همه جا بوی غُدّه ای چرکین
و این هم از برکات حضور یک زن بود
زنی که شوهر خود را نمیکند تمکین
جنازه نیست ، نمرده است ، زنده است ، چرا؟
برای این که امام است و بس، برای همین
برای این که نفس می کشد بدون هوا
برای این که قدم میزند بدون زمین
چقدر جای رطب ها و جای او خالیست؟
کنار دست پر از هیچ سفره ی مسکین
به عزت و شرف لا اله الا الله
به خیر ختم نشد این مراسم تدفین
عزیز کرده ی یعقوب ، غارت گرگ است
قسم به سوره ی یوسف قسم به بنیامین
شاعر: رضا جعفری
شعر شهادت امام حسن مجتبی(ع)/ گنبد تو، پرچم تو فرق می کند!
مست از غم توام غم تو فرق می کند
محو توام که عالم تو فرق می کند
با یک نگاه می کشی و زنده می کنی
مثل مسیح، نه، دم تو فرق می کند
یک دم نگاه کن که مرا زیر و رو کنی
باید عوض شد! آدم تو فرق می کند
تنها کمی به من نظر لطف می کنی؟
آقای مهربان! کم تو فرق می کند
زخمی است در دلم که علاجی نداشته است
جز مرحمت که مرهم تو فرق می کند
اشک غمت برای من احلی من العسل
گفتم برای من غم تو فرق می کند
صلح تو روضه است حماسه است غربت است
ماهی تو و محرم تو فرق می کند
باید خیال کرد تجسم نمود؛ نه ؟
نه؛ گنبد تو پرچم تو فرق می کند
لختی بخند قافیه ام را بهم بریز
آقای من! تبسم تو فرق می کند
شاعر: سید محمد رضا شرافت
با تشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور