به توجه به این فراز مودتی که قرآن اون رو با اجر رسالت پیامبر مقایسه می کنه چیز کمی نیست و خیلی مهمه. مودت راه روشنی است که در همه حال و حتی این ایام نوروز هم شما باید درنظر داشته باشید و حلال و حرام رو دقت کنید.

بعضی از دوستان رو دیدم که برای کارهایی که کردند و جاهایی که رفتند و چیزهایی که ندونسته خوردند رد مظالم می دهند و این خیلی خوبه.

تا زنده هستی برای مظالم پول بده و مسئله اش رو هم از عالم سوال کن. البته صدا و سیما و مخصوصا شبکه قرآن و معارف باید اثرات این رد مظالم رو برای مردم تفسیر کنند.

 


مودت برای کسی است که صاحب مقام بندگی شده و نسبت به اهل بیت هم این مودت رو پیدا کنه و نشانه این مودت و واله شدن نسبت به اهل بیت اینه که از خود اهل بیت این مودت رو بگیریم. با غذا دادن و نذری درست کردن نمی تونی مودت خودت رو نشون بدی. پس نحوه زندگیت و کسب روزی و نجات برادر مومنت که گرفتاره چی میشه؟ در جایی خوندم که یکی از راههای توبه کردن گنهکار و قبولی توبه اش اینه که جهت رفع مشکل مردم گرفتاری که میشناسه قدم برداره و گره از کارشون باز کنه در اینصورت خداوند هم گره از کار اون باز می کنه و توبه اش رو قبول میکنه.

در این دعا هم آمده که اگر مودتی باشه از نور موالات این خانواده است. حالا کسانی هم هستند و من دیدم که هشت، نه نفر مرد دنباله رو یک زن شدند که بهشون ذکر بده. بدانید که هیچ ذکری بالاتر از عرض ارادت و صلوات بر محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین نیست. اونها هم که این مسیرها رو می روند فقط میبینی که محاسن و گیسوانشون بلند میشه و خانم هم حجابش برداشته میشه و در آخر هم از جاهایی سر در می آورند که ضربه می خورند و ابراز حق و حقانیت نسبت به امیرالمومنین هم می کنند، مراسم هم برگزار می کنند.

اگر مودت درست باشه سفر زیارتی رفتن درست میشه و وقتی راه میری، راه رفتنت هم نور داره.

در کتابی که از آن مرد بزرگوار مرحوم شوشتری می خوندم که در خود شوشتر هم مدفون هست، آمده بود که روی منبر بودم و دیدم پیرمردی در آخر مجلس نشسته که خیلی نورانیه.ماه مبارک بود و رسم من این بود که قبل از افطار نماز بخونم. بهد از منبر رفتم پیش اون پیرمرد . گفتم نمی خواهی من رو برای افطار به منزلت دعوت کنی. گفت تشریف بیاورید و منزل من خارج از شهره و تا شما بروید و نمازتون رو بخوانید من هم میرسم. وقتی مرحوم شوشتری وارد منزل میشه و نماز می خونه و تمام میشه همسر اون پیرمرد میگه آقا شما چرا اینجوری نماز می خونید؟ جوا ب می دهند چطور؟ میگه وقتی شوهر من نماز می خونه تمام چهارپایان و پرندگان و موجوداتی که هستند سکوت می کنند و نماز شوهر من رو گوش می کنند. بعد از اون میشه که با اون پیرمرد صحبت میکنه و اسراری که جای بحثش اینجا نیست و الانن هم در کنار مرحوم شوشتری دفن است و بی نام هم هست.

حالا واقعا مودت چیه؟ اینه که هیئت بیاییم و پول بدیم و بعد هم 15 روز بریم مرخصی. بدانید مرگ مرخصی نداره. این مودت است که کارساز و یک محکی است برای خودت. مثل طلا فروشها این محک رو به خودت یا افراد دیگر یا یک مسئول بزنیند و می فهمید که دنبال امام زمان هست یا نه دنبال کار خودشه.این فرد دنبال رفتن به مجلس بوده. البته شما به وظیفه اتون عمل کردین و درست هم رای دادین ولی برای این فرد اگر درست عمل نکنه فردای قیامت سخته و آتش بیشتری برای خودش می خره.

مودت آنجاست که پای کار بایستین و پای کار دوستان اهل بیت هم باشید. شب عیدی اگر میبینی مشکلی داره و پول قبول نمی کنه به عنوان عیدی بهش بدی. عیدی رو به فامیل هاتونن و نزدیکانی که مشکل دارند بدهید. چه بسا عده ای به خاطر فقر به گناه می افتند و من و تو هم همسایه و فامیلشون هستیم و بیچاره میشیم. این مودت است که مشخص میکنه چه کسی دشمن زهرا سلام الله علیهاست و چه کسی دوستش است. همین موضوع شد که سه یا چهار نفر بیشتر نموندند و بفیه پاشون لغزید.

خدا رو شکر کنید که زمان امیرالمومنین نبودید، همه پاشون لغزید، همه!! به خاطر همین است که خیلی ها این روایت رو سرّ خودشون میدونند و نمی خوانند که: "ارتد الناس بعد النبی" سه یا چهار نفر بیشتر نموندند و بقیه برگشتند. حالا برو ببین این "ارتدالناس" یعنی چی؟ یعنی مرتد شدند؟ مواظب باشید.

فقط بدانید که این مودت انرژی هسته ای است و کارسازه، ذیگر انرژی ها تموم میشه ولی این انرژی تو رو تا قیامت می رسونه، تا خدا و صراط علی می رسونه.

در زما تحویل سال برای همه دعا کنید و یا مقلب القلوب رو بخوانید.

خدایا به حق حضرت زهرا سلام الله علیها سال خوبی برای شیعیان قرار بده، سال خوبی برای شیعیان یمن و بحرین قرار بده. خدیا به حق حضرت زهرا سلام الله علیها ما رو از حرام دور کن.

 

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

وقتی گرفت شعله ز من پرّ و بال را *** دیدم به صحن خانه خود قیل و قال را

گیرم نبود فاطمه دُردانه رسول *** آتش که می زدند حرم ذوالجلال را

بالم به میخ گوشه در گیر کرده بود *** قدرت نداشتم که بگیرم وبال را

حتی نشد که چادر خود را به سر کِشم *** یعنی به من ندارد عدو این مجال را

ممکن نبود شال علی را رها کنم *** ممکن نبود ضربت قُنفُس محال را

بنت الهدی کجا و چهل مرد نا نجیب *** هرگز کسی جواب نداد این سوال را

از سرنوشت محسنم آگه کسی نشد *** مخفی کنم چو تربتم این شرح حال را

 

یا سیدتی و مولاتی یا فاطمة اغیثینی

بسوزان هر طریقی می پسندی *** که آتش از تو و خاکستر از من