مناجات با حضرت صاحب الزمان علیه السلام
چه غم اگر که نگاه تو جوابم کرد *** نگاه مادرت انگار حسابم کرد
نگاه مادر تو بود و آمین رسول *** خدا برای رضای تو مستجابم کرد
بگو بهشت که بر ما قلم کشد، زهرا *** برای خاک حسینیه انتخابم کرد
مرا نوشت کبوتر کربلایم برد *** مرا نوشته گریان، خودش پر آبم کرد
نفس بده که بسوزم من از نفسهایت *** که سنگ بودم و نام حسین آبم کرد
حسین کشت تو را بس که می کنی گریه *** تو هم مرا بکش آقا که غم خرابم کرد
غبار بودم و شش گوشه عقیقم کرد *** گناه بودم و لطف شما ثوابم کرد
دلم قرار ندارد گمان کنم حالا *** که آه تو پُرِ دلشوره ربابم کرد
در ادامه بحث "ان الحسین حرارة فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا" حاج آقا فرمودند:زیارتی در مفاتیح الجنان است از امام صادق علیه السلام در این خصوص که در آنجا می فرماید:
وَبِضِيآءِ نُورِكَ اهْتَدَى الطَّالِبُونَ اِلَيْكَ ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ نُورُ اللَّهِ، و به پرتو نور تو ره يافتند طالبان و جويندگان درگاهت و گواهى دهم كه براستى تويى آن نور خدا، در اینجا حضرت این حرارت رو نورالله عنوان فرمودند که الَّذى لَمْ يُطْفَأْ وَلا يُطْفَأُ اَبَداً، خاموش نگشت و (ازاين پس نيز)هرگز خاموش نشود، در اینجا این انرژی با هیچگونه حرکت یا تخریبی خاموش نمی شه. پس با این حرارت و ایمانی هم که داریم (حداقل ایمان لسانی و ارکانی که داریم) چطورمرتکب گناه می شویم.
وَاَنَّكَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذى لَمْ يَهْلِكْ وَلا يُهْلَكُ اَبَداً، و
تويى آن روى خدا كه نابود نگشت و هرگز نابود نشود، چطور بعضی ها اول راه
موندند و یا سر دو راهی گیر افتادند. یعنی در جزئیات مشکل دارند. آیا
عزاداری کنیم یا نکنیم؟ قرآن بخونیم یا نخونیم؟ کارهایی که ابی عبدالله
خواسته رو در زمان خودمون پیاده بکنیم
با نکنیم؟ اگر صحبت از سیاست
بکنیم از دستگاه ابی عبدالله خارج می شیم یا نه؟چون بعضی ها اینجوری فکر می
کنند میگنن مجلس رو به سیاست نکشونید.
ما بحثی برای خوننده ها داشتیم که تا تحریم رو برای خودتون انجام ندهید خلاقیت و انرژی درونی شما بیرون نمیاد. البته اونجا در بحث سبکها بود. چون اگر اینطور نباشه دست گدایی به بیرون مرزها و دایره ابی عبدالله دراز می کنیم. اینجا هم همینه. ما بهترین فرهنگ رو داریم و می تونیم بهترین زندگی رو داشته باشیم. چرادستگاه امام حسین رو توی زندگیمون نمی بریم.
وَاَشْهَدُ اَنَ هذِهِ التُّرْبَةَ تُرْبَتُكَ، وَهذَا الْحَرَمَ حَرَمُكَ ، و گواهى دهم كه اين خاك تربت شريف تو است و اين حرم حرم مطهر تو است، اگر دقت کنید حضرت یاد
میده که او نورالله و وجه الله است و خاموش نمیشود و با آوردن این حرارت در خونه هاتون تاریکی های زندگیتون رو از بین می برید.
شاید تو خیال کنی که این حرارت در دلت خاموش شده و چون امروز یا شب گذشته خوب عرض ادب نکردم پس این حرارت کم شده، ولی اینطور نیست. مهم اینه که حال عزاداری داشته باشی. برای کی انقدر وقت می کذاری و شب و روز میای اینجا و گریه میکنی. دشمن هم اینو فهمیده و خدا رو شکر چون به گفته امام سجاد (ع) از احمقها هستند نمی دونند که ابی عبدالله با دل ما چکار میکنه.
انشاءالله همونطور که برای هیئت وقت می گذاری توی قیامت معطل نشی. انشاءالله جوونهاتون از هرگونه فساد در امان باشند. انشاءالله شهر ما از این نابسامانی ها آروم بگیره که خیلی درده. مثل اینکه یگان پیاده میکنند از بی حجاب که فقط در این عزاداری ها راه بروند و دل هیئتی ها رو بسوزونند.
حالا مسئولین ما که در کما رفتند کی می خواهند بیدار بشوند خدا میدونه شاید هم از این کما بیرون نیان و بمیرند ولی خیلی درد آوره. هر چقدر نیروی انتظامی می خواهد کار بکنه وسط کار با شمشیر میزنند و کار رو قطع میکنند. مجلس قانون تصویب می کنه و خود مجلسی ها جلوش رو می گیرند. نان شبهه ناک چه تاثیری می گذاره خدا میدونه.
خدیا ما را از حرام حفظ کن. شهر ما رو از فساد پاک کن. شهر ما رو حسینیه قرار بده. خدایا به حق حضرت زهرا ما رو عاقبت به خیر کن.
اشعار روضه
عبدالله ابن الحسن علیه السلام:
من که ازمعرکه جنگ نمی ترسیدم *** دیدم آن صحنه که یک لحظه به خود لرزیدم
دیدم از قلب عمو زخم دهن وا کرده *** دفعتا بغض گره خورده شدم ترسیدم
نیزه ها بود که بر جسم عمویم می رفت *** هیچکس فاش ندید آنچه من آنجا دیدم
دیدم از وجه عمو خون خدا می ریزد *** من به جای همه با فاطمه خون گرییدم
بوسه ای را که به من داد عمو عمه نداشت *** خم شدم وجه خدا را به خدا بوسیدم
"ابن کعب" آمد و با نیزه و شمشیر بلند *** قصد جان عمویم کرد و من می دیدم
گفتمش یا بن خبیثه عمویم رابکشی *** مرگ را زودتر از مرگ عمو بگزیدم
دست خود را سپر تیغ بلندش کردم *** قطع شد دستم و جانباز حرم گردیدم
حرمله تیر جفایی به گلویت زد و رفت *** من در آغوش عمو سخت به خون غلتیدم
با تشکر از سایت دوستداران حاج منصور ارضی