مناجات با حضرت صاحب الزمان علیه السلام

الا ای امام زمان که درد قافله داری ***بمیرم اینکه به گوشَت صدای هلهله داری

به سینه درد اسیران، به دل فراق شهیدان ***هنوز خار مغیلان به پای آبله داری

هنوز ماتم عظما، هنوز گریه زهرا *** هنوزناله زینب، هنوز قُلقُله داری

هماره مرثیه داری همیشه ناحیه داری *** دلی چو آیینه آن شهید بسمه له داری

تمام سلسله ها را به دست و پای تو بینم *** و بی خیال از اینکه چقدر سلسله داری

امام عصر کجایی، تو کی ز پرده در آیی ***شنیده ام که تو از ما هنوز فاصله داری

تویی که یک یک ما را ز روی نام و نشانی ***دعا کنی به سحرها، عجیب حوصله داری

بسوز فتنه گران را، نبخش منحرفان را ***شنیده ام که ز بعضی هزارها گِله داری

قسم به پیر جماران، قسم به یار خراسان ***بیا که سیصد و سیزده امیر یکدله داری

قسم به نام شهیدان به احترام شهیدان *** بیاکه تو شهدایی برای قافله داری

عزیز قلب پیمبر، ضیاء دیده حیدر ***بیا کهنعره تکبیرِ همچو زلزله داری

مدینه منتظر تو، شیعه در به در تو *** به زخم سینه گمانم ز گریه وِلوِله داری

قسم به نام حسینت، به انتقام حسینت *** بیا که کرب و بلا را هزار مرحله داری

اَعْظَمَ اللَّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

امروز هر چه در صنف لباس فروش بود گریه بود و گریه بود و گریه. ولی این گریه ها کجا و گریه ولی نعمتمان کجا، آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدک الحسین علیه السلام.

در مراسم امروز حاج آقای عرشی گریه را بر درس و موعظه ترجیح دادند و بعد از خواندن چند بیت مصیبت،  مجلس را به نوکر اهل بیت آقای حسن
حسین خانی واگذار نمودند تا همراه با بقیه نوکرها فقط عزاداری نمایند و این حال حاج آقا حقیقتا حال و هوای کربلایی مجلس رو کربلایی تر کرد.

 

اشعار خوانده شده توسطحاج آقا منصور:

هیچ شبی برای ما شام عزا نمی شود *** هر چه کنیم حق آن باز ادا نمی شود

شعله فتاده در حرم خیمه نمانده محترم ***راه فرار کودکان باز چرا نمی شود

صحبت گاهواره شد نوبت گوشواره شد *** در دل سنگ کوفیان هیچ حیا نمی شود

زینب و سنگ بر جبین، نعش حسین بر زمین *** شعله به دامن حرم خیمه به پا نمی شود

مانده به زیر بوته ها نعش الیم بچه ها ***یاری این یتیمها بی شهدا نمی شود

 

نوحه خوانی توسط آقای حسن حسین خانی:

حرم شده فکر هر روزم *** به پای عشق تو میسوزم

جواز نوکریمونو باطل نکن ***   حالاکه دستمو گرفتی ول نکن

حرم ندیده ما رو زیر گِل نکن *** ثارالله ثارلله

آقام آقام آقام آقام حسین، آقام آقام آقام آقام حسین

دلم به آه و افسوسه  *** حسرت این نوکر پابوسه

تو روضه هام دلم رو عاشق می کنم *** دلم روخوش به این دقایق می کنم

اگر نیام زیارتت دق می کنم *** ثارالله،ثارالله

آقام آقام آقام آقام حسین، آقام آقام آقام آقام حسین

 

هنگام نوشتن این اشعاردل را به دریا زده و با خودم گفتم هر چه باداباد، تمامی اشعار را به جز یک بیت بدون حذف نمودن در اختیار شما خوانندگان قرار میدهم انشاءالله خداوند اجردهد. 

 

اشعار روضه حضرت زینب سلام الله علیها توسط آقای حسن حسین خانی:

رفتی و لیکن رفتنت چه رفتنی بود *** رفتی ودستم بر ضریح دامنی بود

تا آن زمانیکه به یادم هست برادر *** وقتیکه می رفتی تنت پیراهنی بود

از حرم رفت و روز من شب شد ***  گریه کردن نصیب زینب شد

نیزه آنقدر رفت و آمد کرد *** بدن شاه نامرتب شد

پا می کشید و محضرش را پاک می کرد *** ازنیزه ها دور و برش را پاک می کرد

بالا سرت من آمدم دیدم حرامی *** با گیسویتو خنجرش را پاک می کرد

یا زینب:

بالش شکسته بود ولی جبرئیل بود *** لبهاشتشنه بود ولی رود نیل بود

گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود ***شرمنده بود از اینکه قتیلش قلیل بود

حقش نبود کعبه نیلوفرش کنند *** حقش نبود .

باتشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور