مناجات با حضرت صاحب الزمان علیه السلام

باز جا مانده ام از یار به دادم برسید ***دل جدا مانده ز دلدار به دادم برسید

ای کریمانِ خطا پوش مرا دریابید *** نشنیدم سخن یار به دادم برسید

نگشودم پرِ پرواز چو دلدارم خواست ***همچونان مرغ گرفتار به دادم برسید

دست من بود که همراه شهیدان بروم *** نشدم در صف انصار به دادم برسید

کاش در مدرسه عشق وفا می خواندم *** من کجامکتب ایثار به دادم برسید

ساقی میکده را کاش وفا می کردم *** می شدم مست علمدار به دادم برسید

کربلایی شدم و کرب و بلایی نشدم *** ماندم از غافله هر بار به دادم برسید

در بسیج غم عشقت همه جا سردارم *** لیک درمعرکه سربار به دادم برسید

چه شد از معرکه عشق جدایم کردند *** ماندم از هجرت خونبار به دادم برسید

نکند یوسف خود را به ثمن بفروشم *** وای ازدرهم و دینار به دادم برسید

به خدا روضه ارباب مرا داد نجات *** جز توهم نیست خریدار به دادم برسید

سر به اندام من ای دوست کند سنگینی *** میکند میلِ سرِ دار به دادم برسید

در مراسم
زیارت عاشورای صنف لباس فروش که با حضور خیل عظیم عزادارن حسینی برگزار گردید،
استاد مسلم اخلاق و پیر غلام دلسوخته اهل بیت حاج آقا منصور ارضی حفظه الله دربیاناتی را در خصوص حرارت عشق ابی عبدالله در دلها و علت سرد شدن این حرارت دروجود برخی اشخاص ایراد فرمودند:

اینکه فرمودند از محبت حسین علیه السلام حرارتی در وجود انسانهاست که هیچوقت سرد نمی شودزمانی است که این محبت با تمامی وجودت باشه و ابی عبدالله را از درون دوست داشته باشی.

اگر کسی رودیدی که اومد در خونه ابی عبدالله و بعد رفت بدان که این حرارت در وجودش نبوده،مانند خیلی ها که اول انقلاب اومدند در مسیر انقلاب ولی بعدش به هم ریختند و حتی منکر همه چیز شدند. این حرارت کمک میده و این حرارته که از اول محرم شما رو میکشونه به مجالس ابی عبدالله.

این هیئتهاخیلی مهمه، حالا اگر خوننده و واعظ هم داشته باشه بهتر عمل میشه ولی اگر چیزی هم گغته نشه و فقط مجلسی به نام امام حسین علیه السلام بر پا شه ولو به خوردن چاییباشه باز خوبه.

چون همین عرض ارادته. اگر شبها هیئت داشتی و چند نفر بیشتر نیومدند عیبی نداره همین کافیه،چون عرض ارادته و ان عرض ارادت سریع میرسه. این سردی حرارت مال کسانی است که اصلا در این وادی نبودند و به صورت اکتسابی اومدند و با یک ناملایمات سیاسی و یا اقتصادی و مادی برگشتند و بعدش هم صداشون در میاد و منکر می شوند که ما سالها در خونه امام حسین (ع) رفتیم ولی زنمون حجاب نداره و یا فرزندمون راه کج رفته. در صورتی که نمیدونه این حرارت رو به خونه ات منتقل نکردی.

لذا دهه اول محرم که اسامی زیادی هم درست یا نادرست بر اون گذاشتند در مرحله اول انتقال حرارت حسین (ع) به خانواده ات است. باید یکجوری برخوردکنی که بیان تو این مجالس وگرم بشوند.

یک مجلس چایی خوری بود. یکی از علما می فرماید من اعتراض کردم که چرا یک احکامی یا روضه ای یا حداقل زیارتی خونده نیمشه و اونها هم ناراحت می وشند و این حرف باعث میشه که درنهایت اون مجلس جمع بشه. در حالت رویا حضرت زهرا سلام الله علیها به خواب این عالم میاد و با ناراحتی می فرمایند: مجلس ما رو تعطیل کردی. اینها همینقدر از دستشون برمی آمد.

به هر حال هر کسی در حد بضاعت خودش در این وادی کاری می کنه، مثلا علامت می کشه، متاسفانه بعضی ها تا دهه محرم میر سه مشکل پیدا می کنند و اظهار نظرهای مختلف می کنند، مثلا یک نفر می گه برای اینکه بهداشت در هیئت ها رعایت بشه ظرفهای یک بار مصرف گیاهی استفاده کنید. حالا معلوم نیست برای بهبود تجارت کسی که این ظرف ها رو تولید میکنه گفته یا نه. این حرفها رو رها کنید. شما کربلا رو ندیدید و نمی دونید چه حال و هوایی داره. مخصوصا اوضاع کربلا نزدیک محرم به هم میریزه. باورهای خودمون که هیئتی هستیم رو میاریم جلو و میینیم باور نکردیم. خیلی از مصیبتها رو هنوز باور نکردیم. (نگارنده: در اینجا حاج آقا از مصائب کربلا علی الخصوص مصائب وارد شده بر حضرت رقیه سلام الله علیهافرمودند که به علت همگانی نبودن حذف گردید)نمیشه باورکرد، عجیب هم هست. در کربلا هر چقدر آب بخوری عطشت مطلقا کم نمیشه.

حالا وقتی
میای در این مجالس، انتقال حال و هوای مجلس وظیفه هر سینه زنی است. مجلس امام حسین از خانه اش جدا نباشه. در این ایام مهربانی با خانوادتون باید چند برابر بشه، چراکه می خواهی زمینه ای فراهم کنی تا اونها هم به سمت حسین (ع) بیان.چون همه دارن می گن من چیزی نمی گم ول یدشمنان دارند کار میکنند که مردم رو از این مجالس دور کنند. یک کاری بکنید. تا که دستت می رسد کاری بکن . . .خدایا ما رو به وظایف خودمون آشنا کن، خدایا ما رو به حق حسین (ع) بنده خودت قرار بده.         

اشعار روضه
ورود کاروان به کربلا:

شد زمین وزمان همه در هم *** کربلا چون قدوم دلبر دید

نینوا از مهابت سلطان *** زیرپای سلطان می لرزید

پا ز مرکب چو بر زمین بگذاشت*** می زد از آسمان فرشته سلام

آیه ای بر امام نازل شد ***قل اعوذ برب کرب و بلا

چه شده مرکبِ زبان بسته؟ ***که قدم از قدم نَبرداری

گوشه دیده ات چرا خیس است ***مگر از کربلا خبر داری

پیش قد رسای ساقی بود ***نخلها سر فرود آوردند

کودکان در بر عمو عباس ***مشک ها هر چه بود آوردند

قول دادند موجهای فرات *** که کسی تشنه لب نمی ماند

خارها هم به ساربان گفتند ***هیچ طفلی عقب نمی ماند

غیرت کودکانه را بنگر ***گریه ها گریه های نوزاد است

حیرت مادرانه را بنگر ***خنده ها خنده های صیاد است

گفت با خویش زیر لب زینب ***این زمین را چجور می بینی؟

ناگهان زد صدا برادر جان ***نیزه ها را ز دور می بینی؟

دارد از گوشه گوشه میدان ***دسته دسته سپاه می آید

نکند اینچنین که می بینم ***خبر از قتله گاه می آید

این همه لشگر از کجا آمد ***پس چه شد وعده های مهمانی

باغهاشان چه میوه ها داده ***سفره هاشان پر از پریشانی

کوله هاشان چرا پر از تیر است*** بارهاشان چرا پر از سنگ است

می شود تا مدینه برگردیم *** دل من بهر ماندنت تنگ است

با تشکر از سایت دلنوشته های منتظران ظهور