بسم رب الحسین ع
انشاء الله در ادامه مطلب امروز بخشی از روضه خوانی حاج آقا در خصوص سفر به سامرا و کیفیت روضه خوانی در مقام امام زمان توسط ایشان تقدیم حضور خواهد شد.
السلام علیک یا بقیة الله (روحی لک الفداء) – مناجات با حضرت حجت (عج)
هر چه مشغول خودم غافل از آقای خودم *** آنچه مشغول توام یاور فردای خوردم
من به خود نامَدَم اینجا که به خود خرج شوم *** بی تو ای صاحب من فانیِ دنیای خودم
خیر دنیای من ای دوست فقط طاعت توست *** پس به همراهی تو ناصر عقبای خودم
جز به "قو انفسکم" نوبت "اهلیکم" نیست *** بیش تر از دگران ضامن تقوای خودم
نیت خالص اگر حاصل این دل نشود *** گر دَم از عرش زنم باز سر جای خودم
من به جز نوکری ات عمر گران را ندهم *** یارم آقاست و من نوکر آقای خودم
هر که بهر کسی گردد من در پی تو *** در پی گمشدۀ این دل شیدای خودم
از خدا خواسته ام تا ز تو غافل نشوم *** پس نجاتم بده از چون و چراهای خودم
با نگاهی تو مرا پاک ز عصیانم کن *** تا شَوَم خاکِ رَه سید و مولای خودم
زندگی طعم تو گیرد به صفایت سوگند *** گر حراست کنم از منصبِ والای خودم
کربلایی نکند وعده بسیار مرا *** تو بگو می بَرَمت باز به امضای خودم
در زیارت عاشورای امروز صنف، حاج آقای ارضی که به واقع عرشی هستند ضمن روضه خوانی امام رضا (ع) و به احترام امام رضا (ع) که دستور فرموده اند برای ذکر مصیبت ما، روضه ابی عبدالله رو بخونید، درس اخلاق خود را به جلسه آینده موکول و کشتی دل را به کربلا روان کرده و ذکر مصیبتی جانسوز داشتند.
در همین ارتباط و با توجه به شوری که در بین عاشورائیان افتاد حاج آقا فرمودند: فکر نکنید این ناله ای که الان میزنید و این ذکر حسینی که به لب دارید را خودتون میگید، نه! مادر شون هست که در حال ناله زدن هست
. یقینا عرض میکنم آبرویی که به واسطه آبروی حسین (ع) به هر کدام از ما دادند را از ما نمیگیرند، عاقبت دستت رو می گیره. فقط دعا کن "اجعلنی" باشه یعنی خدا برات این آبرو رو مقرر کنه، اینجوری (مثل الان که آروم نمیشی) دیگه آروم نمیشی، چشمت برای غیر حسین گریه نمیکنه و دلت برای هیچکس پریشون نمیشه مگر حسین.
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا، ایها الامام الرئوف
به خاک حُجره رُخَش را چو آشنا می کرد *** گرفته بود دلش، یاد کربلا می کرد
اگر غریب نبود پس چرا چنان مادر *** برای آمدن مرگ خود دعا می کرد
به یاد کوچه زمین می نشست و بر می خواست *** درون خویش یقین یاد مرتضی می کرد
نبود خواهرش آنجا وگرنه در حُجره *** ز روی چهره او خاک را جدا می کرد
میان حُجره غریبانه دست و پا میزد *** جواد را ز نوای جگر صدا می کرد
پس رسید و به دامن گرفت راس پدر *** و سِرّ روضه سر بسته برملا می کرد
نهاد چهره خود را به چهره بابا *** اشاره ای به علی اکبرش رضا می کرد
ضمن توجه به خصوصی بودن اینگونه روضه خوانی اهل بیت و با توجه به این موضوع که زبان حال حاج آقا در سفر به عتبات عالیات برای تمامی خوانندگان مورد درخواست بوده است لذا
بخشی از این روضه را تقدیم می نمایم. و دل رو به دریا میزنیم گریه فراموش نشه که حق ادا بشه و باز توفیق نوشتن فراهم بشه
حاج آقا وقتی حال مجلس رو دگرگون دیدند این شعر رو قطع کردند و فرمودند:
خوب حالا بذار بگم چی شد. سحر نشسته بودم ، شروع کردم از امام زمان خوندن، کنار قبر پدر و جدش، گفتم آقا جان می دونی چیه؟ (روضه شما) هر چی هست اما تو تاریخ ننوشته به مقدسات!شما اهانت کردند. مثلا تازیانه زده باشند، ناسزا گفته باشند. ببین کنار مادرت نرجس خانوم هستی. ولی من یک مادر سراغ دارم که تو کربلا چه ضرباتی که وارد بهش نکردن می گفت لا اقل گهواره اش رو بر گردونید.
نمی دونم چی شد که پیش آقام اینجوری حرف زدم. لذا اونهایی که می روند سامرا اگر خواستند زمزمه ای داشته باشند همین حرف رو بزنند. بگو کسی به نرجس خانوم اهانت نکرد ولی من زنی رو سراغ دارم که میان کربلا به او اهانت کردند. بعد برو کنار قبر عمه اش حکیمه خانوم (همه این کارها رو هم تک تک انجام بده، نه اینکه ده دقیقه بری زیارت) بعد بگو ببین آقا! عمه شما راحت از دنیا رفت کسی بهش اهانت نکرد. ولی من عمه ای سراغ دارم . . . آی زینب
اگر تونستی خودت رو شب جمعه برسون مشهد، ما که کربلا نرفتیم، یک سری دارن مشرف میشن مدینه و مکه، انشاءالله بروید و آقاتون رو ببینید. چشمی که به جمال آقا بیفته دیگه تا قیامت حسینی میشه. اعمال زیاد داره ولی اولین عمل شب زنده داریه. اگر به تاریکی قبر دلت پریشون شد دیگه شبها خوابت نمی بره.
یکی می گفت نماز صبحش قضا میشه. خیلی بده، می دونی چرا اینجوری میشه؟ چون نگران قبرت نیستی.چشم و گوش و زبونت رو مواظب باش. شب بیدار میشی.
با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی خیمه دلسوختگان